از دیدگاه قرآن

کیفیت معجزات قرآن

همان طور که معجزات انبیا متناسب با زمان آنها است و قبلا توضیح داده ایم، هر معجزه ای معرف کیفیت رسالت هر کدام از پیغمبران نیز می باشد؛ معجزه موسی عصا است تا ابزار مبارزه دشمن را ببلعد و ید بیضا است تا چشمها را خیره کند و در مراحل بعد که سرسختی نشان می دهند، ملخ است تا محصولشان را بخورد، شپش است تا آنها را بگزد، قورباغه است تا آسایش و خوابشان را مختل سازد، قطرات خون روی لباس و اثاث است تا به زحمتشان بیندازد، اگر باز هم لجاجت ادامه یافت، کوه است که بالا سرشان قرار گرفته به فرو افتادن تهدیدشان کند. «۱» همه اش ارعاب، تهدید، آزار، اضرار، تا بیچاره کردن و ناتوان ساختن. کتاب تورات هم دارای احکامی سخت، سنگین، دشوار و خشن است، البته برای ملتی چون یهود جحود لجوج متصلّب متقلّب سنگدل محیل، چنان شریعتی متناسب بود. اما معجزه عیسی، شفا دادن امراض غیر قابل علاج، مرده ای را زنده کردن، پرنده ای از گل ساختن و به فرمان پروردگار در او دمیدن و به پرواز آمدنش. احکام انجیل هم سراسر، دستور محبت است و ملایمت، همراهی و گذشت، بخشش و تحمل داشتن و امثال اینها.
از این جا کیفیت مأموریت و رسالت آن دو بزرگوار معلوم می شود که هر یک اختصاص به زمانی خاص و قومی مخصوص دارد و همه جایی و همگانی نیست و در زمانی دیگر و میان ملتی دیگر، اساسا قابل عمل و اجرا نمی باشد. اما معجزه محمد صلّی اللّه علیه و اله کتاب است، آن هم چه کتابی، جامع و جاوید، کتابی که هر روزی مانند خورشید و ماه از افقی جدید طلوع می کند و بر جهانیان گرما و نور می بخشد.
بزرگترین و مشهورترین معجزه موسی و مقدم بر همه، عصا است و ید بیضا، اگر موسی خواب بود، عصا به صورت اژدها درآمده کفار سوء قصد کننده را می درید و هلاک می کرد. اما معجزه محمد صلّی اللّه علیه و اله، کفرها را نابود می کند. مقایسه را از مثنوی بشنویم:
______________________________
(۱). معجزاتی است که در قرآن آمده است.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۵۴ ای رسول ما تو جادو نیستی صادقی، همخرقه موسی استی
هست قرآن مر تو را همچون عصاکفرها را بردرد (در کشد) چون اژدها
تو اگر در زیر خاکی خفته ای چون عصایش دان تو آنچه گفته ای
تن بخفته نور جان بر آسمان بهر پیکار تو زه کرده کمان و نیز فروغ دست موسی مسافتی محدود را به طور موقت روشن می کرد. اما نور وحی محمدی تا رستاخیز، دلها را و خردها را روشن می کند و نوری است که وسیله هدایت مردم به راه راست می باشد که جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ «۱» و نوری است که پیغمبر درباره اش فرمود: «وقتی فتنه ها چون پاره های شب تار درهم آمیخت و شما را فرو پوشاند، از نور قرآن استفاده کنید.» و نوری است که بشر را از ظلمات کفر و فسق و فجور، نجات می دهد و نور علم و ایمان و فضیلت و نور صدق و صفا و تقوا از آن روشنی گرفت و محیط حیات مسلمین را منور ساخت؛ قرآن کریم از این نور، مکرر نام می برد، چقدر تیره و تاریک است زندگانی ای که از این نور محروم است. بزرگترین معجزه عیسی، زنده کردن چند مرده، به طور موقت است؛ اما معجزه محمد، احیای امتی و امتهایی است که به طور استمرار انجام می پذیرد، آن هم چه احیایی.
هل تطلبون من المختار معجزهکفاه شعب من الاجداث احیاه یعنی «آیا از پیامبر برگزیده معجزه ای طلب می کنید؟ او را این بس که ملتی را که (ظاهرش چون گور کافر پر حلل/ باطنش قهر خدا عز و جل) بود حیات بخشید. به راستی ملت عرب به تمام معنی مرده بود و قرآن زنده اش کرد. تاریخش جغرافیای عربستان و زبان عرب را زنده کرد، روح وحدت و قوت، روح ایمان و علم، روح عظمت و قناعت، روح سیادت و سلطنت به آنان بخشید و دیگر ملتهای مرده را به وسیله آنها زنده گردانید.
اما شفا دادن عیسی کور و کر مادرزاد را، امیر المؤمنین در نهج البلاغه شریف می فرماید:
«محمد طبیبی بود که همه جا را با طب خود می گشت، مرهمهایش را نیکو ساخته و داغیها را (ابزار جراحی زمان) آماده کرده بود، تا هر جا نیاز به هر کدام باشد به کار برد، هر جا دلهای نابینا و گوشهای ناشنوا و زبانهای گنگ بود، به معالجه آنها می پرداخت.»
______________________________
(۱). سوره شوری، آیه ۵۲٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۵۵
و درباره قرآن می فرماید: «و بدانید که پس از نزول قرآن، برای احدی نیازی (به هیچ راهنمای دیگر) نیست و پیش از قرآن برای هیچ کس بی نیازی نبود. پس شفای دردهاتان را از آن بجویید و در سختیها و شداید از آن کمک بخواهید، زیرا شفای بزرگترین دردها و بیماریها که کفر و نفاق و گمراهی و کجروی باشد، در قرآن است.» اما احکام و دستورات قرآن، هم خشونت تورات را در جای خود دارد و هم نرمی و لطف و گذشت انجیل را، جایی وَ قاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّهً «۱»، وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ* «۲» و جایی ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً «۳»، فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ «۴» این است معنی خاتمیت و از این جهت گفته اند: هر پیغمبری را به رسالتش بشناسید.
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *