حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

پیامبر بعد از حج و بازگشت به مدینه

لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیا بِالْحَقِ- إلی قوله- دُونِ ذلِکَ فَتْحاً قَرِیباً «۳».
یعنی فتح مکه «۴». و بقیّت ماه ذیحجه و محرّم و صفر [و ربیع الاول و ربیع الآخر] در مدینه بود «۵».
و در ماه جمادی الاولی «۶» سه هزار مرد به غزو کفّار روم فرستاد. و زید بن حارثه امیر گردانید و فرمود: چون زید به قتل آوردند، جعفر بن ابی طالب امیر باشد. و اگر جعفر به قتل آورند، عبد اللّه بن رواحه امیر باشد. و چون لشکر اسلام به نزدیک شام رسیدند، به موضعی که آن را معان «۷» گویند، مردی برسید و گفت: هرقل رومی با صد هزار سوار بیرون آمدند و در زمین بلقاء «۸» نزول کرده اند. پس لشکر اسلام توقّف کردند و گفتند که به خدمت سید، علیه السلام، باید فرستاد و آگاهی کردن، تا چه حکم فرماید. عبد اللّه گفت: لشکر اسلام به شوکت و قوّت جنگ نمی کنند، بلکه به قوّت دین اسلام جنگ می کنند. اکنون متردّد «۹» نباید بود و به جنگ باید رفتن؛ چه اگر به قتل آیند، شهید باشند، و اگر غلبه کنند، ظفر پیامد بود، و هر دو نیک است. لشکر تصدیق کردند و برفتند.
چون به زمین بلقاء رسیدند، به جایی که آن را مؤته «۱۰» گفتندی، لشکر هرقل پیش ایشان بازرسیدند و قلب کشیدند «۱۱». و زید بن حارثه در پیش رفت و جنگ می کرد تا شهید شد. بعد از
______________________________
(۱). در سیره، ص ۸۵۱: و می خواست که هم در مکه او را به خانه برد.
(۲). این غزو در سیره، ص ۸۴۸- ۸۵۱، آمده است.
(۳). فتح ۴۸: ۲۷٫
(۴). در سیره، ص ۸۵۲، بر طبق متن عربی، ج ۴، ص ۱۴، از قول ابن هشام: یعنی فتح خیبر. و مقصود آن است که این آیه پس از فتح خیبر نازل شده است و نه پس از عمره القضاء.
(۵). از نسخه مج الحاق شد.
(۶). در اصل به متابعت از سیره: ربیع الاول، و بر طبق متن عربی، ج ۴، ص ۱۵ و نسخه مج ضبط شد.
(۷). معان (به ضم یا به فتح اول) قلعه ای است به فاصله پنج روز از دمشق به سوی مکه.
(۸). زمین بلقا تقریبا با اردن کنونی، تطبیق می نماید.
(۹). متردد: کسی که در امری به شک و تردید دچار است (معین).
(۱۰). مؤته: قریه ای است در دشت حاصلخیزی که در منطقه جنوب شرقی بحر المیت و به فاصله تقریبی دو مرحله از جنوب شهر کرک (به کسر اول و فتح ثانی) واقع است.
(۱۱). قلب کشیدن: ظاهرا به معنی صف آرایی است.
خلاصه سیرت رسول الله(ص) ،متن،ص:۱۵۹
وی، جعفر بن ابی طالب* علم برگرفت و اسب خود را پی کرد «۱» تا به هزیمت نرود، و جنگ می کرد تا شهید شد. بعد از وی، عبد اللّه بن رواحه برگرفت و پیش ایستاد، و او را نیز شهید کردند.
بعد از وی، لشکر اتّفاق کردند، و امیری به خالد بن الولید دادند. و علم برگرفت. کفّار لشکر اسلام در میان گرفته بودند. و خالد روی در کفّار نهاد و جنگ می کرد تا ایشان به هزیمت کرد، و مسلمانان را از میان کفّار بیرون آورد.
و در حال که این واقعه بر لشکر اسلام افتاده بود. سید، علیه السلام، صحابه را در مدینه خبر بازداده بود. و به خانه جعفر رفته و گریسته و فرزندانش نوازش فرمود. و اهل خانه خود را فرمود تا طعامی ساخته کنند و بفرستند. و چون لشکر بازمی گشتند، با اهل مدینه استقبال فرمود، و پسر جعفر پیش خود بازگرفت، علیه الصّلاه و السّلام «۲».
برگرفته از کتاب خلاصه سیرت رسول الله(ص) نوشته آقای محمد بن عبدالله شرف الدین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *