سیره عملی و رفتاری, نقش اجتماعی, نقش تربیتی و ارشادی

پیامبر شیعه و پیامبر اهل سنت

پیامبر شیعه و پیامبر اهل سنت

آیا پیامبر اهل سنت، همان پیامبر شیعه است؟ یا پیامبر اهل سنت غیر از پیامبر اهل تشیع است.
آیا پیامبر شیعه واهل سنت باهم اشتراکاتی دارند یا خیر؟
چه اشتراکاتی دارد؟ و چه تفاوت هایی دارد؟
جواب این است که پیامبر شیعه و اهل سنت از نظر شخص و مصداق، یکی است. یعنی هم شیعه و هم اهل سنت، حضرت محمد بن عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم را پیامبر خود می دانند. وقتی از یک شیعه سؤال شود، پیامبر تو کیست؟ جواب می دهد: حضرت ابو القاسم محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله و اگر از یک سنی سؤال شود که پیامبر تو کیست؟ جواب خواهد داد: حضرت ابو القاسم محمد بن عبد الله صلی الله علیه وسلم. پس مصداق پیامبر در هر دو فرقه اسلامی یکی است و همه مسلمانان به جز وهابیت، حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله را پیامبر خدا می دانند که برای هدایت آخر الزمان مبعوث شده است. وهابیت در ادعا حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله را پیامبر می دانند، اما در عمل محمد بن عبد الوهاب را پیامبر خود می دانند و اگر سخن حضرت پیامبر با سخن محمد بن عبد الله با هم تعارض کنند، آنان سخن محمد بن عبد الوهاب را در عمل می پذیرند و سخن پیامبر صلی الله علیه و آله را یا رد می کنند و تکذیب یا توجیه و تأویل.
به جز مصداق، در صفات نیز پیامبر شیعه و سنی باهم اشتراکاتی دارند. این اشتراکات عبارتند از:
۱٫ هر دو فرقه، حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله را فرستاده خداوند می دانند.
۲٫ هر دو فرقه، او را خاتم پیامبران می دانند و معتقدند پس از او پیامبری مبعوث نخواهد شد.
۳٫ هر دو فرقه، او را بشری می دانند که از جانب خداوند برای هدایت انسان ها انتخاب شده است.
۴٫ هر دو فرقه، جبرائیل علیه السلام را فرشته وحی و واسطه ای بین او و خداوند می دانند.
۵٫ هر دو فرقه، معتقدند حضرت پیامبر، محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله به معراج رفته است.
۶٫ هر دو فرقه، معتقدند حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله پیامبر خدا برای همه انسان ها است. یعنی او برای هدایت یک قوم خاص همچون عرب یا تنها مردمان زمان خود مبعوث نشده است بلکه مبعوث شده تا همه انسان ها در زمان خود و بعد از خود را هدایت کند.
۷٫ هر دو فرقه، دین حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله را اسلام می دانند. یعنی هر دو معتقدند دینی که وی آورده، دین اسلام است.
۸٫ هر دو فرقه، کتاب آسمانی حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله را قرآن می دانند. یعنی هر دو فرقه عقیده دارند قرآن کتابی است که خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله نازل کرده است تا با آن بشریت را هدایت کند.
۹٫ هر دو فرقه عقیده دارند که حضرت محمد بن عبد الله اشرف انبیا و رسولان است.
با این حال، پیامبر شیعه و سنی باهم در صفات و ویژگی ها، اختلاف هایی هم دارند که بر می شماریم.

پیامبر صلی الله علیه و آله نزد اهل سنت
۱٫ پیامبر اهل سنت وقتی به پیامبری مبعوث شد، مطمئن نبود به این مسئولیت مهم از جانب خدا انتخاب شده است بلکه خیال می کرد، شاید جن زده شده یا شیطان بر او غلبه یافته است. به همین جهت نزدیک بود خودکشی کند تا اینکه شخصی بنام ورقه بن نوفل به او اطمینان می دهد که پیامبر است.
/پاورقی۱٫ صحیح بخاری، باب اول ما یبدی به رسول الله صلی الله علیه و آله، جزء ۲۱ ، ص۳۲۹٫/
در حالی که شیعیان معتقدند حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله وقتی به پیامبری مبعوث شد، چنان برایش روشن بود که از جانب خدا به پیامبری مبعوث شده که خورشید را در آسمان ببیند. از نظر شیعه هرگز پذیرفته نیست که اطمینان ورقه به نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله بیش از اطمینان پیامبر صلی الله علیه و آله به نبوت خودش باشد.
۲٫ از نظر اهل سنت، شیطان بر پیامبر صلی الله علیه و آله مستولی می شود و از زبان او در وصف بت ها سخنانی می گوید که: تلک الغرانیق العلى وشفاعتهم ترتجی
/پاورقی۲٫ المعجم الکبیر طبرانی، جزء ۱۲، ص۵۳٫/
اما شیعه افسانه غرانیق را دروغ می دانند و شأن حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله را بالا تر از این می دانند که شیطان بر او نفوذ کند.
۳٫ اهل سنت حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله را اهل لهو و لعب می دانند بگونه ای که وقتی یک گروه نوازنده و رقاص می آید و جلو مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله به رقص و پایکوبی می پردازند و موسیقی می نوازند، پیامبر صلی الله علیه و آله عایشه را بر دوش گرفته، رقص و پایکوبی را تماشا می کند. اما از نظر شیعه این کار نه تنها برای پیامبر صلی الله علیه و آله که حتی برای یک انسان شرافتمند محال است که همسر خود را بر دوش بگیرد و رقص تماشا کند.
۴٫ اهل سنت، خلیفه دوم عمر را نسبت به حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله اعلم در شریعت اسلام می داند به گونه ای که گاه عمر حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله را از نماز بر منافق منع می کند. در صحیح بخاری آمده است: حَدَّثَنی عُبَیدُ بْنُ إسْمَاعیلَ عَنْ أَبی أُسَامَهَ عَنْ عُبَید اللَّه عَنْ نَافعٍ عَنْ ابْن عُمَرَ رَضی اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَلَمَّا تُوُفّی عَبْدُ اللَّه بْنُ أُبَی جَاءَ ابْنُهُ عَبْدُ اللَّه بْنُ عَبْد اللَّه إلَى رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَیه وَسَلَّمَ فَسَأَلَهُ أَنْ یعْطیهُ قَمیصَهُ یکَفّنُ فیه أَبَاهُ فَأَعْطَاهُ ثُمَّ سَأَلَهُ أَنْ یصَلّی عَلَیه فَقَامَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَیه وَسَلَّمَ لیصَلّی عَلَیه فَقَامَ عُمَرُ فَأَخَذَ بثَوْب رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَیه وَسَلَّمَ فَقَالَ یا رَسُولَ اللَّه تُصَلّی عَلَیه وَقَدْ نَهَاکَ رَبُّکَ أَنْ تُصَلّی عَلَیه فَقَالَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَیه وَسَلَّمَ إنَّمَا خَیرَنی اللَّهُ فَقَالَ اسْتَغْفرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفرْ لَهُمْ إنْ تَسْتَغْفرْ لَهُمْ سَبْعینَ مَرَّهً وَسَأَزیدُهُ عَلَى السَّبْعینَ قَالَ إنَّهُ مُنَافقٌ قَالَ فَصَلَّى عَلَیه رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَیه وَسَلَّمَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تُصَلّ عَلَى أَحَدٍ منْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْره.
۵٫ از نظر اهل سنت، خلیفه دوم عمر، آگاه تر از پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است. چون پیامبر صلی الله علیه و آله پیش از رحلت و در بستر بیماری، دستور داد تا دوات و قلم بیاورند که حضرت نامه ای بنویسد که امت از گمراهی محفوظ باشد، اما خلیفه دوم مانع شد و گفت: حسبنا کتاب الله
/پاورقی ۳٫ صحیح بخاری، باب مرض النبی صلی الله علیه و آله، جزء ۱۳ ، ص۳۴۴٫/
۶٫ اهل سنت معتقدند پیامبر صلی الله علیه و آله قرآن را جمع آوری نکرد تا اینکه خلیفه اول آن را جمع آوری کرد. قرآن در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله به عقیده آن ها در استخوان شترها، پوست حیوانات و امثال آن متفرق بود تا اینکه ابوبکر آمد و آن را در یک صحیفه جمع کرد.
۶٫ از نظر اهل سنت، خلیفه اول و دوم برای امت اسلام دلسوز تر از پیامبر بوده اند. چون پیامبر صلی الله علیه و آله بدون اینکه برای خود جانشین انتخاب کند، امتش را ترک کرد و رفت؛ اما ابوبکر و عمر برای اینکه مسلمانان به اختلاف نیفتند و اختلاف آن ها به امت اسلام آسیب نزند، هرکدام یا از طریق انتصاب یا تعیین شوری برای امت خلیفه انتخاب کردند.

پیامبر صلی الله علیه و آله نزد شیعه
اما پیامبر صلی الله علیه و آله از نظر شیعه دارای صفات زیر است:
۱٫ حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله از گناه و خطا معصوم است و هرگز گناهی از او سر نمی زند.
۲٫ حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله از همه نسبت به اسلام و شریعت آگاه بود؛ زیرا دیگران اسلام را از او می گرفتند و ممکن نیست دیگران از او آگاه تر به شریعتش باشد.
۳٫ حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله از همه به امتش دلسوزتر بود. بدین جهت ممکن نیست حضرت جهان را ترک کرده باشد بدون اینکه شخصی را معین کند که راه او را ادامه دهد و اسلام را برای مردم تشریح کند و از اختلاف و تفرقه و گمراهی امت را نجات دهد. آن حضرت، علی علیه السلام را به جانشینی خود منصوب کرد همچنان که در احادیث متواتر از شیعه و سنی وارد شده است. از جمله حدیث: یا أیها الناس أنه لم یبعث نبی قط إلا ما عاش نصف ما عاش الذی کان قبله وإنی أوشک أن ادعى فأجیب و إنی تارک فیکم ما لن تضلوا بعده کتاب الله عز و جل ثم قام فأخذ بید علی رضی الله عنه فقال: یا أیها الناس من أولى بکم من أنفسکم؟ قالوا: الله و رسوله أعلم ألست اولى بکم من أنفسکم؟ قالوا: بلى قال: من کنت مولاه فعلی مولاه هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه
/پاورقی ۴٫ المستدرک علی الصحیحین، ج۳ ، ص۶۱۳٫/
۴٫ شیعه معتقد است حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله خود قرآن را در صحیفه ای جمع کرد. از نظر شیعه ممکن نیست پیامبری که برای اسلام آن همه زحمت کشیده و زجر دیده، قرآنش را در استخوان ها و پوست ها و… متفرق رها کند.

پیامبر صلی الله علیه و آله نزد وهابیت
اما وهابیت شأن پیامبر صلی الله علیه و آله را بسیار نازل و پایین می دانند. آن ها برای پیامبر صلی الله علیه و آله بیش از خود شان شأنی قائل نیستند و می گویند: محمد بشری همچون خود ما است و هیچ فضیلتی بر ما ندارد. محمد بن عبد الوهاب پا را حتی از این هم فرا تر گذاشته و می گفت: عصای خیر من محمد لأنها ینتفع بها بقتل الحیه ونحوها، ومحمد قد مات ولم یبق فیه نفع أصلاً. عصای من بهتر از محمد صلی الله علیه و آله است؛ چرا که عصای من فایده دارد و من می توانم با آن مار بکشم و امثال آن اما محمد مرده است و دیگر هیچ فایده ای ندارد. در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله هم اکنون هم پیامبر و هادی و رهبر ما است. اگر کسی به مدینه منوره مشرف شود و دست به ضریح حضرت ببرد تا تبرک کند، شرطه های وهابی داد می زنند: یا کافر یا مشرک. در حالی که حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله موی مبارکش را تقسیم می کرد تا مسلمانان و صحابه به آن تبرک بجویند. همچنین صحابه آب وضوی حضرت را به عنوان تبرک به صورت خود می پاشیدند و حتی آب دهان حضرت را بصورت خود می مالیدند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *