حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

نمایندگان قریش در بیعت رضوان

واقدی ۲/ ۵۹۳ گوید: چون رسول خدا (ص) در سرزمین حدیبیه مستقر شد بُدیل بن وَرْقاء خُزاعی با تنی چند از بزرگان خزاعه نزد ایشان آمد و پرسید: برای چه به این جا آمده ای؟ رسول خدا فرمود: «ما برای جنگ با
درسنامه آشنایی با تاریخ اسلام، ج ۲،
ص: ۶۸
احدی نیامده ایم، ما آمده ایم این خانه را زیارت کنیم». آن گاه بُدیل و همراهان نزد قریش بازگشتند و گفتند: ای گروه قریش شما در مخالفت با محمد عجله کردید، محمد برای جنگ نیامده، او همانا برای زیارت این خانه آمده است. مشرکان گفتند گرچه برای جنگ نیامده ولی هرگز نمی گذاریم با زور داخل مکه شود. سپس مِکْرَز بن حَفْص را نزد رسول خدا روانه کردند. حضرت تا مِکْرَز را در حال آمدن دید فرمود: «این مرد حیله گر است». آن گاه همان سخنانی را که به بُدیل فرموده بود به او نیز بازگو کرد. یعقوبی ۲/ ۵۴ نوشته است: پیامبر حاضر نشد با وی مذاکره کند.
ابن اسحاق ۳/ ۳۲۶ گوید: آن گاه سران شرک حُلَیس بن عَلْقَمَه را نزد پیامبر فرستادند. هنگامی که حضرت او را دید فرمود: «این مرد از قبیله ای است که خداجوی هستند و قربانی را محترم می شمرند، شتران قربانی را پیش روی وی رها کنید تا آن ها را ببیند». حُلیس وقتی که شتران نشانه دار را دید و مشاهده کرد که به علت توقف زیاد و گرسنگی کرک های خود را خورده اند، قبل از ملاقات با رسول خدا (ص) به نزد قریش بازگشت و مشاهدات خود را گزارش داد و تأکید نمود محمد به هیچ وجه برای جنگ به مکه نیامده است. قریش به او می گفتند: بنشین همانا تو عرب بیابانی هستی و از اینگونه امور اطلاعی نداری. حُلیس از سخنان قریشیان به خشم آمد و آنان را به شورش قبیله خود تهدید کرد.
سپس عروه بن مسعود ثقفی را فرستادند. عروه نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: ای محمد از اطراف و اکناف مردم را جمع کرده و آنان را بر سر عشیره خود آورده ای تا ایشان را شکست دهی. آن گاه آمادگی
درسنامه آشنایی با تاریخ اسلام، ج ۲،
ص: ۶۹
قریش را برای جلوگیری از ورود مسلمانان گوشزد کرد. پیامبر (ص) همان پاسخی را که به دیگر نمایندگان قریش داده بود به او نیز داد. عروه که از شیفتگی اصحاب رسول خدا به آن حضرت به شگفت آمده بود نزد قریش برگشت و به آنان گفت: ای گروه قریش من به دربار خسرو، قیصر و نجاشی رفته ام، به خدا سوگند پادشاهی را در میان رعیت خود چون محمد در میان اصحابش ندیدم، مردمی را دیدم که هرگز دست از یاری او بر نمی دارند. اکنون ببینید صلاح شما در چیست.
برگرفته از کتاب درسنامه آشنایی با تاریخ اسلام(پیام آور رحمت)نوشته آقای علی میر شریفی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *