خاندان

فرمان امام علی به کارگزاران خود

(۱) المطالب العالیه، ابن حجر عسقلانی ج ۲، ش ۲۱۱۹ (این نوشته نمی تواند درست باشد، زیرا نویسنده آن، ابن ابی سفیان (معاویه)، در سال چهارم هجرت یعنی سال کتابت این نوشته، هنوز
نامه ها و پیمانهای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ،ص:۶۴۲
مسلمان نبوده است. همچنین سخن از خالد بن ولید به عنوان نایب استاندار در این نامه، نادرست است؛ زیرا خالد بن ولید نیز در این تاریخ، اسلام نیاورده بوده است. در نوشته ادّعا شده که ماه ذی القعده، دو ماه پیش از زمان هجرت پیامبر (ص) بوده است؛ بنابراین، زمان هجرت پیامبر (ص)، محرّم خواهد بود، نه ربیع الاول. نیز لغزشهای دیگری که در متن نوشته، به چشم می خورد).
مقابله کنید: القضاء فی الإسلام، محمّد ضیاء الرّحمن اعظمی در مجلّه «رابطه العالم الإسلامیّ»، مکّه، شماره محرّم سال ۱۳۹۸ ه.
بنگرید: پ ۵۹/ الف پیش تر.
(۱) در المطالب العالیه ابن حجر ش ۲۱۱۹ آمده که جارود (۱)، این نسخه را- که همان نسخه فرمان پیامبر به علاء بن حضرمی است- زمانی که پیامبر (ص) او را به بحرین گسیل کرده بود از او گرفته بوده است.
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
این، نوشته محمّد بن عبد اللّه (ص) پیامبر امّی قرشیّ هاشمی، فرستاده خدا و پیامبر او بر همه خلق خدا، به علاء بن حضرمی و همه مسلمانان همراه او است؛ پیمانی که با شما مسلمانان می بندم.
ای مسلمانان، تا می توانید از نافرمانی خدا بپرهیزید. من علاء بن حضرمی را به سوی شما فرستادم؛ به او دستور داده ام که از نافرمانی خداوند یگانه بی انباز، بپرهیزد، با شما نرمخو باشد و رفتاری نیکو و درست در پیش گیرد. با شما و با همه کسانی که به آنان بر می خورد، برابر فرمان خداوند توانا و شکوهمند، که در قرآن آمده است، به دادگری رفتار کند. به شما دستور می دهم در صورتی که او برابر فرمان من پیش رود، (بیت المال را) دادگرانه تقسیم کند و برای مردم دلسوزی کند، سخنان او را بشنوید، از او فرمان برید و به شایستگی، او را یاری دهید. زیرا من به گردن شما، حقّ فرمانبرداری بزرگی دارم که شما نمی توانید به اندازه عظمت آن، پی برید. سخن نمی تواند عمق حقّ عظمت خدا و حق پیامبر او را بیان کند. همچنان که خدا و پیامبر او بر گردن همه مردم به ویژه بر گردن شما مسلمانان، حقّ فرمانبرداری بی چون و چرا و حقّ استواری بر پیمان دارند، همچنین مسلمانان نیز بر گردن فرمانروایان خود، حقّ لازم و حق پیروی (از فرمان خدا) دارند.
خداوند از کسانی که به فرمانبرداری روی آورند و حقّ شایستگان اطاعت و حقّ فرمانروایان را بزرگ دارند، خشنود خواهد بود. زیرا از راه اطاعت می توان به هرگونه نیکی مورد انتظار، دست یافت و از هر ناپسندی که از آن پرهیز باید کرد، رست.
من خدا را بر کسی که او را به سرپرستی کاری از مسلمانان- کم یا بسیار- گمارده ام، گواه می گیرم که اگر میان مسلمانان به داد رفتار نکند، در خور اطاعت نیست؛ از کاری که به او سپرده ام، بر کنار و معزول است. (در این صورت)، من، ذمّه و پیمان مسلمانان همراه او را (نسبت به او)،
نامه ها و پیمانهای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ،ص:۶۴۳
بری ساخته ام. در این هنگام، مسلمانان با درخواست فرخندگی از سوی خدا، از میان خود، شایسته ترین کسان را به فرمانروایی خویش بر می گزینند.
(۱) چنانچه گرفتاریی به علاء بن حضرمی روی آورد، سیف اللّه (شمشیر خدا) خالد بن ولید، در میان مسلمانان، جانشین وی خواهد بود. تا آنگاه که او بر پایه حقّ و درستی رفتار کند، سخنش را بشنوید و از او فرمان برید؛ مگر آنکه بر خلاف حق، کار کند.
بنابراین، همراه برکت و یاری و پشتیبانی و تندرستی و راهنمایی و توفیق حق، گام بردارید. به هرکس برخوردید، او را به کتاب آسمانی خدا و سنّت او و سنّت پیامبرش، فرا خوانید. از مردم بخواهید که آنچه را خداوند در کتاب خود، حلال گردانیده است، حلال و آنچه را حرام دانسته، حرام دانند. (به آنان بگویید): انبازهای خدا را کنار نهید و از شرک و کفر، بیزاری جویید. باور به پرستش لات و عزّی و هر آنچه را که جز خداست، از خود دور سازید. پرستیدن عیسی بن مریم و عزیر بن جرده، فرشتگان، خورشید، ماه، آتش و هر آنچه را که ضدّ خدا به شمار آید، رها کنید. دوستدار خدا و پیامبر او باشید و از کسانی که از خدا و پیامبرش بیزارند، بیزاری جویید.
زمانی که ایشان (مردم غیر مسلمان)، آنچه را که یاد شد، به کار بستند، بدان اقرار کردند و به دوستی روی آوردند، در این هنگام، آنچه را که در کتاب خدا آمده است و ایشان را به آن فرا می خوانید، برایشان بیان کنید. (بگویید): آن، کتاب خداست که همراه جبریل امین، بر برگزیده او از میان جهانیان یعنی محمّد بن عبد اللّه، فرستاده و پیامبر و حبیب خدا، نازل گشته است. او را همچون رحمتی برای همه جهانیان: سفید و سیاه، آدمی و پری، فرستاده است. قرآن کتابی است که گزارش همه چیز، آنچه پیش از شما بوده و هر آنچه که پس از شما خواهد بود، در آن آمده است.
تا مردم (مومن و بی ایمان) را معلوم سازد و خداوند به وسیله آن، هدفهای برخی از مردم را از برخی دیگر، جدا گرداند. این کتاب، نگهبان کتابهای آسمانی و مویّد احکام تورات و انجیل و زبور است.
خداوند به کمک قرآن، شما را از سرگذشتهای نیاکانتان که از آنها بی خبرید، آگاه می سازد. به شما خبر می دهد پیامبران خدا که نزد پدران شما آمدند، پیامشان چه بود و پدران شما، آیات خدا را چگونه پذیرفتند یا تکذیب کردند. سپس خداوند در کتاب خود، از حال آنان و رفتارشان و رفتار آنان که به سبب گناهان خویش از میان رفتند، سخن گفته است، تا شما از آن گناهان بپرهیزید و مانند آنان رفتار نکنید تا درباره قرآن، گرفتار کیفر و خشم و انتقام خدا نگردید؛ آنسان که پدرانتان بر اثر بدکرداری و سستی نسبت به فرمان خدا، گرفتار گشتند. نیز خداوند در کتاب خود، شما را از کردارهای مردم رستگار پیشین، آگاه می سازد، تا شما نیز چون ایشان رفتار کنید. پروردگارتان از راه بنده پروری و مهر، همه آنچه را که یاد شد، به روشنی برای شما بیان کرده است. قرآن، مایه رهنمونی از گمراهی و سبب روشن بینی از کوردلی و رهایی از لغزش و موجب نجات از آشوب است؛ در تاریکی، نور و به هنگام درماندگی، درمان و سبب دور ماندن از نابودی است؛ مایه آگاهی خرد از
نامه ها و پیمانهای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ،ص:۶۴۴
گمراهی و روشنگر اشتباه و چون مرزی میان این جهان و آن جهان است و کمال دین شما در قرآن است.
(۱) آنگاه که قرآن را بر ناباوران عرضه کنید و آنان زبان به تایید آن بگشایند و در دوستی کامل گردند، در آن هنگام، احکام اسلام را بر آنان پیشنهاد کنید. احکام اسلام، عبارت است از نمازهای پنج گانه، دادن زکات، گزاردن حجّ، روزه داشتن ماه رمضان، غسل جنابت، طهارت (وضوی) پیش از نماز، نیکی به پدر و مادر، دلجویی از خویشاوندان مسلمان، خوش رفتاری با پدر و مادر، و لو مسلمان نباشند.
اگر چنین کنند، به راستی مسلمانند. پس در پی بی آن، ایشان را به داشتن ایمان، فرا خوانید و راهها و نشانه های آن را بر ایشان معلوم گردانید. ایمان یعنی: گواهی بر این که خدایی جز خداوند یکتای بی انباز، نیست. محمّد (ص) بنده و فرستاده اوست و آنچه او آورده است، حقّ و آنچه وی نیاورده، باطل است. نیز داشتن ایمان به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و فرستادگان و پیامبران او و ایمان به روز بازپسین. باور داشتن آنچه که با محمّد (ص) است (قرآن) و تورات و انجیل و زبور که پیش از وی بوده است. همچنین باور داشتن به برخاستن از گور، حساب و بهشت و دوزخ و مرگ و زندگی و (سر انجام)، ایمان به خدا و پیامبر او و همه مومنان.
هرگاه چنین کنند و بدان اقرار نمایند، ایشان مسلمان و مومنند. پس آنان را با کار نیک، آشنا سازید. آنان را آگاه کنید که نیکی آنست که تنها خود ایشان و خدا، از آن با خبر گردند؛ امانت و پیمان آفریدگار را که به پیامبران خویش سپرده است، در حقّ مردم و پیشوایان پیروان اسلام، به کار بندند. تسلیم یعنی: خودداری از رساندن گزند و آسیب به مسلمانان، چه از زبان و چه از اندامهای دیگر. شخص برای دیگر مسلمانان، همان را بخواهد که برای خود می خواهد. وعده های پروردگار و دیدار با او را باور کند؛ هر لحظه با این جهان بدرود گوید و در پایان هر روز و شب، به حساب کرده های خویشتن، برسد؛ از شب و روز، توشه بر گیرد و در آشکار و نهان، به گزاردن اعمالی که خدا بر او واجب ساخته است، روی آورد.
(۲) پس هرگاه آنان چنین کنند؛ در شمار مسلمانان و مومنان نکوکار خواهند بود. سپس، کافران را به آنان بشناسانید و (رفتار) کفار را بر ایشان، معلوم کنید و از نابود گشتن با گناهان کبیره، بیمشان دهید و (بگویید) که همین گناهان، تباه کننده اند. نخستین آنها، شرک به خداست «خداوند، گناه شرک به خود را نمی آمرزد (۲)»؛ سپس، قطع رحم و جادوگری است و جادوگر را بهره ای نیست، که خداوند، همه اینان را به نفرین خود، گرفتار بگرداند. همچنین گریز از میدان کارزار که با این رفتار خود، با خشم خدا روبرو خواهند گشت. دیگر، نابکاری و غشّ است که نابکاران در روز رستاخیز، همراه با عمل زشت خود خواهند بود و بهانه ای از آنان، پذیرفته نخواهد شد. کیفر کشنده انسان مومن، دوزخ است. تهمت زنندگان به زن شوهردار، در این جهان و آن جهان، به لعنت گرفتارند.
نامه ها و پیمانهای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ،ص:۶۴۵
خوردن مال یتیمان (نیز گناه کبیره است) و آنان که دارایی یتیمان را می خورند، گویی که «در درون خویش، آتش می خورند و به زودی به میان آتش خواهند رفت (۳)». ربا خواران، به خدا و پیامبر او اعلام جنگ داده اند.
(۱) چنانچه دست از گناهان کبیره بدارند، آنان، مسلمان و مومن و نکوکار و پرهیزگار هستند و تقوی را به کمال رسانده اند. در این صورت، ایشان را همچنان، به عبادت و بندگی خدا فرا خوانید. عبادت عبارت است از: روزه داشتن، بپاخاستن (برای نماز)، خشوع و فروتنی، رکوع و سجود و زاری (به درگاه خدا)، داشتن باور درست (یقین)، نیکوکاری و گفتن «لا إله إلّا اللّه» و منزّه دانستن آفریدگار از هرگونه نسبت ناروا، ستودن و شکوهمند دانستن وی، گفتن تکبیر و گذشته از زکات، دادن صدقه است. همچنین فروتنی و آرامش و همدردی و زاری و دعا و اقرار به فرمانروایی خدا و بندگی خویش و نیز ناچیز انگاشتن عمل شایسته بزرگ (خویشتن) است (۴).
هرگاه چنین کنند، ایشان، مسلمان و مومن و نکو کار و پرهیزگار و زاهدند و در بندگی خدا، کامل. در این هنگام، ایشان را به پیکار در راه خدا، فراخوانید. فضیلت جهاد و پاداش آن را در پیشگاه خدا، برایشان روشن سازید و آنان را بدان، تشویق کنید.
چنانچه پذیرفتند و پاسخ گفتند، با آنان بیعت کنید. ایشان را بخوانید و بر پایه سنّت خدا و پیامبر او، با آنان بیعت کنید. (به آنان بگویید) که شما در برابر خدا، هفت بار (یعنی بسیار سخت) متعهّدید که بیعتی را نگسلید و از فرمان هیچ یک از فرمانروایان مسلمان، سر نپیچید. زمانی که آن را پذیرفتند، با ایشان بیعت و برایشان درخواست آمرزش کنید.
هنگامی که با خشم به خاطر خدا و یاری دین او، برای پیکار در راه او بیرون روند، به هرکس که برخورند، باید او را از کتاب خدا بدانچه خود به آن فرا خوانده شدند و آن را قبول کردند و سپس اسلام و ایمان آوردند و راه نکوکاری، پرهیز و بندگی و جهاد، در پیش گرفتند، فرا خوانند. هرکس از ایشان پیروی کند، او پذیرنده (شروط اسلام) و طالب خیر بیشتر و مسلمان و مومن و نکوکار است؛ پرهیزگار و عابد و مجاهد و در سود و زیان، با شما یکسان است. ولی کسانی که دعوت و شروط شما را نپذیرند، با ایشان پیکار کنید تا به فرمان و آیین خدا، بازگردند. با کسانی که پیمان می بندید و آنان را در پناه خدا قرار می دهید، در پیمان خود با آنان، استوار باشید. هرکس از ایشان که مسلمان گردد و شما را خرسند سازد، او از شما و شما از اویید. هرکس پس از پیمان و پذیرش شرطهای آن از سوی شما، با شما به پیکار برخیزد، با او پیکار کنید. هرکس با شما نیرنگ کند، نیرگ او را پاسخ دهید. هرکس برای پیکار با شما، آماده گردد، برای پیکار با وی، آماده شوید.
چنانچه کسی ناگهان بر شما بتازد، همان گونه، بر او بتازید. اگر کسی بر شما خدعه و مکر کند، شما نیز بر او مکر و خدعه کنید؛ بی آن که در آشکار و نهان، انتقام را از حد به در برید. زیرا کسانی که پس از ستمدیدگی، به انتقام برخیزند، راهی برایشان نیست (اعتراضی بر آنان نمی توان داشت).
نامه ها و پیمانهای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ،ص:۶۴۶
(۱) بدانید که خدا با شماست، شما و کارهایتان را می بیند و از همه آنچه که انجام می دهید، آگاه است. از این رو از نافرمانی او بترسید و بپرهیزید. این نوشته، تنها امانتی است که پروردگارم آن را به من سپرده است تا به بندگان وی ابلاغ کنم و راه عذر بندگانش را نسبت به او ببندم و نیز خود حجّتی باشد از سوی خدا تا بدان استدلال کنم که این امانت، به همه بندگان او رسیده است.
هرکس بدانچه در آن نوشته آمده است، رفتار کند، رستگار می گردد و هر که از محتوای آن پیروی کند، راه می یابد. هرکس همراه آن، به مخاصمه برخیزد، موفق و هرکس به مدد آن پیکار کند، پیروز می گردد. کسی که آن را رها کند، گمراه می گردد، مگر آن که بار دیگر به سوی آن، بازگردد. از این رو، آنچه را در این نوشته آمده است، فراگیرید؛ آن را به گوشها و ضمیر و دلهای خود بسپارید.
زیرا آن، روشنایی چشمان و بهار دلها و درمان درد سینه هاست. در امر و نهی و اندرز و اعتبار و فرا خواندن به سوی خدا و پیامبر او، همین نوشته بس است.
این، آن نوشته فرخنده محض، پیمان نامه محمّد بن عبد اللّه (ص) فرستاده و پیامبر خداست برای علاء بن حضرمیّ، آنگاه که وی را به سوی بحرین گسیل کرد تا مردم را به خدا و پیامبر او فرا خواند.
پیامبر خدا (ص) به وی فرمان می دهد که مردم را به حلال درون این نوشته، بخواند و از حرام آن، بازدارد؛ به هدایت درون آن، رهنمون گردد و از آنچه که مایه گمراهی است، جلو گیرد. این، نوشته ای است که پیامبر خدا علاء بن حضرمی و جانشین وی شمشیر خدا خالد بن ولید را، بر آن امین دانسته است. وی در سفارش نسبت به این پیمان نامه، حجّت را بر آن دو و مسلمانان همراه ایشان، تمام کرده است. برای هیچ یک از آنان، نه برای فرمانروایان و نه فرمانبران، بهانه ای نگذارده است که از آن راه، چیزی از این پیمان نامه را تباه سازند. بنابراین، هرکس از این نوشته آگاه گردد، راه هرگونه بهانه و دلیل بر وی بسته است و درباره ناآگاهی نسبت به پاره ای از محتوای آن، از وی عذری پذیرفته نخواهد شد.
(۲) این نوشته، سه شب از ذی القعده (۵)، چهار سال و دو ماه کم از هجرت پیامبر (ص)، نوشته شد. آن روز که پسر ابو سفیان (معاویه) این نامه را با املای عثمان بن عفّان (۶)، با حضور پیامبر خدا (ص) می نوشت، (اشخاص زیر)، بر آن گواه گشتند:
مختار بن قیس قرشی، ابو ذرّ غفاری، حذیفه یمان عبسیّ، قصیّ بن ابی عمرو حمیری، شعیب بن ابی مرثد غسّانی، مسیّب بن ابی صعصعه خزاعی، عوانه بن شمّاخ جهنی، سعد بن مالک انصاری، سعد بن عباده انصاری، زید بن عمرو النّعاء (۷)، مردی از قریش، مردی از جهینه و چهار تن از انصار، هنگامی که پیامبر خدا (ص)، آن را به علاء بن حضرمی و شمشیر خدا خالد بن ولید، داد.
۱٫ الجارود (وفات: ۲۰ ه) بشر بن عمرو بن حنش عبدی، بزرگ قبیله عبد القیس بود. وی همراه گروهی از مردم قبیله خود، نزد پیامبر آمد و مسلمان گشت و پیامبر (ص) از اسلام او بسیار شادمان شد و او را گرامی داشت. وی در روزگار ردّه در یکی از جنگها به شهادت رسید (جمهره انساب العرب، ابن حزم ص ۲۹۶؛ الاعلام، زرکلی ۲/ ۲۷). فراهم آورندگان متن
نامه ها و پیمانهای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ،ص:۶۴۷
این نوشته گویا به این منظور نام جارود را همراه آن آورده اند تا از این راه وانمود کنند که این، همان فرمان پیامبر (ص) به علاء بن حضرمی است. زیرا وی در بحرین زندگی می کرده و علاء حضرمی نیز کارگزار پیامبر (ص) در بحرین بوده است.
بنابراین، منطقی به نظر می رسد که جارود، عین آن فرمان یا نسخه ای از آن را از علاء حضرمی، گرفته باشد.- م.
۲٫ سوره نساء/ ۴۸ و ۱۱۶٫- م.
۳٫ سوره نساء/ ۱۰٫- م.
۴٫ چنانکه دیده می شود، تکرار مضمونها و ناپیوستگی جمله ها و نااستواری آنها و نیز به دور بودن آنها از فصاحت و بلاغت حتّی در حدّ پایین، خود گواه دیگری است بر جعلی بودن و بی پایگی این- به اصطلاح- پیمان نامه.- م.
۵٫ متن «لثلاث من ذی القعده» روشن نیست که سه شب از ماه ذی القعده گذشته، یا سه شب از آن ماه، مانده بوده که این پیمان نامه، نوشته شده است.- م.
۶٫ بی سابقه است که پیامبر خدا در جایی حضور داشته باشد و آنگاه املای نوشته ای را آن هم نوشته ای با این طول و تفصیل به کسی دیگر واگذارد.!- م.
۷٫ این نام، با استفاده از نسخه بدل متن، تصحیح قیاسی گشت.- م.
(۱)
برگرفته از کتاب نامه ها و پیمانهای سیاسی حضرت محمد(ص)و اسناد صدر اسلام نوشته آقای محمد حمید الله

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *