اصحاب و شاگردان

طبقات – راویان از عمر بن خطاب – برادرش، ربیع بن حراش

او همان کسی است که پس از مرگ سخن گفته است و پیش از برادرش ربعی بن حراش درگذشته است.
گوید محمد بن عبید، از اسماعیل بن ابی خالد، از عبد الملک بن عمیر ما را خبر داد که میگفته است پیش ربعی بن حراش آمدند و گفتند: برادرت مرد. او شتابان رفت و بر بالین پیکر برادر خود نشست و برای او دعا و آمرزش خواهی کرد. ناگاه ربیع پارچه را از چهره خود کنار زد و گفت: سلام بر شما، من به پیشگاه پروردگار خود رسیدم و روح و ریحان یافتم و پروردگاری غیر خشمگین، بر من جامه سندس و استبرق پوشاند و کار را آسانتر از آنچه گمان میکنید، دیدم و دیگر با من سخن مگویید. جنازهام را بردارید و ببرید، که با حضرت ختمی مرتبت وعده گذاشتهام که از جای خود حرکت نفرماید تا به حضورش شرفیاب شوم.
ابو ولید هشام بن عبد الملک طیالسی از ابو عوانه، از عبد الملک بن عمیر، از ربعی بن
______________________________
[۱]. از نواحی و در اصطلاح از سرزمین جبل بوده است. به ترجمه تقویم البلدان، ص ۴۷۸ مراجعه فرمایید.
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۶،ص:۶۰۰
(۱) حراش ما را خبر داد که میگفته است برادرم ربیع سخت بیمار شد. هنگامی که حال او سنگین شد برای انجام کاری برخاستم و بیرون رفتم و چون برگشتم پرسیدم برادرم در چه حال است؟ گفتند: جان سپرد. «انا لله و انا الیه راجعون» گفتم و کنار او رفتم که او را همانگونه که نسبت به مردگان انجام میدهند بر پشت خوابانده بودند و بر او پارچه پیچیده بودند. من فرمان دادم که او را غسل دهند و حنوط و کفن کنند. در همان حال ناگاه پارچه را تکان داد و آن را از چهره خود کنار زد و با آنکه پیش از مرگ سخت بیمار بود به کمال سلامت برگشته بود. او گفت: درود بر شما باد. گفتم: ای برادر درود و رحمت خدا بر تو باد، برادر عزیزم آیا پس از مرگ سخن میگویی؟ گفت: آری پس از جدا شدن از شما خدای خود را دیدار کردم، و او با روح و ریحان و بدون آنکه خشمگین باشد مرا پذیرا شد و جامههای سبزگون سندس و استبرق بر من پوشاند و کار را آسانتر از آنچه در پندارهای شماست دیدم. اینک مبادا که به خود شیفته شوید که از پروردگار خویش اجازه گرفتم تا شما را مژده دهم، پیکر مرا کنار آرامگاه حضرت ختمی مرتبت ببرید که آن حضرت مرا وعده فرموده است که از من پیشی نگیرد تا به حضورش درآیم. ربعی میگفته است: به خدا سوگند مردن دوباره او را پس از سخن گفتن او نمیتوانم به چیزی تشبیه کنم جز ریگی که در آب انداخته باشم و همان دم از دید من نهان شده باشد.
برگرفته از کتاب طبقات الکبری نوشته: ابن سعد، محمد بن سعد ترجمه: محمود مهدوی دامغانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *