از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر عید مبعث – پیش از تو در عقایـد خود لنگ می زدند

پیش از تو در عقایـد خود لنگ می زدند
بــر دامـن پلـیـــد هـُبــَل چنـگ می زدنــد

کعبه نماد “وَدّ” و”سُواع” و “یَغوث” بود
مـردم به راه خدعــه و نیــرنگ می زدنـد

آرامــش از دیـار عرب کوچ کرده بــود
روی منــــاره ها دُهــُـل جنـگ می زدنــد

تا آنکه تو رسیــدی و بت ها شکسته شد
می ها خمار باده ی تو … منگ می زدنـد

از اشتیـاق آمدنت ای سفـیــر عشــق …
صدها فرشته عود و دف و چنگ می زدند

افسـوس از ابولهبانی که در طلــوع …
حتـی بـر آفتـــاب تــو شبـــرنگ مـی زدند

با قلـب هـای آهنـی انگـار صـمّ و بکـم
فصل نزول وحی خــدا ، زنگ می زدند

خاکستـر از ردای تو احـرام بستـه بـود
وقـتی میـان کوچــه تـو را سنـگ می زدند

بر بستـری که شیـر خـــدا آرمیــده بـود
با قصـد کشتــــن تـو شبـاهـنــگ مـی زدند

تَبّـت یَدا ابِی لَهـَب” اسلام زنـده است
تا این جهـان رسـد به سرانجام زنـده است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *