حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها, سیره عملی و رفتاری

سیره رسول الله ابن هشام – پذیرش توبه متخلفین جنگ تبوک

در آن روز هنگامی که رسول خدا نماز صبح را می خواند بمردم اطلاع میدهد که توبه ما پذیرفته شده، و اجازه میدهد ما را از این جریان مطلع سازند، چند تن برای دادن مژده بنزد آن دو نفر میروند و مردی از قبیله اسلم نیز برای مژده دادن بمن آمده بود و هنگامی که آن مژده را بمن داد بشکرانه آن مژده
زندگانی محمد(ص) ،ج ۲،ص:۳۴۱
(۱) جامه ام را از تن بیرون آورده و باو پوشاندم و بخدا سوگند در آن روز چیز دیگری را مالک نبودم بطوری که وقتی جامه را بآن مرد پوشاندم جامه دیگری عاریه کرده و پوشیدم و بقصد زیارت رسول خدا (ص) بسوی شهر حرکت کردم و در راه هر کس بمن میرسید مرا بقبولی توبه ام مژده میداد تا وارد مسجد شدم.
رسول خدا (ص) را دیدم که در میان عده ای نشسته بود، از آن میان طلحه بن عبید اللّه برخاست و بمن مژده داده تهنیت گفت و جز او کس دیگری از مهاجرین این کار را نکرد، و کعب بن مالک هم این محبت طلحه را بعدها فراموش نکرد.
بالجمله کعب گوید: من برسول خدا (ص) سلام کردم حضرت که صورتش در اثر خوشحالی میدرخشید بمن فرمود: مژده باد تو را به بهترین روزی از زندگیت از آن روز که مادرت تو را زائیده تا بامروز، من عرض کردم: یا رسول اللّه این مژده از جانب تو است یا از جانب خدای تعالی؟ فرمود: بلکه از جانب خدا است من پیش روی آن حضرت نشستم و عرضه داشتم: یا رسول اللّه شکرانه قبول شدن توبه من این است که تمام دارائیم را در راه خدا و رسول او صدقه بدهم، حضرت فرمود:
مقداری را برای خودت نگهداری بهتر است، گفتم: پس آن سهمی را که در خیبر بمن دادی برای خود نگه میدارم.
سپس گفتم: یا رسول اللّه همانا خداوند مرا بخاطر راستی و صدق در گفتار نجات داد، و شکرانه پذیرش توبه ام این است که تا زنده ام دروغ نگویم، این جریان گذشت و بخدا سوگند از آن روز به بعد تا بامروز سخنی بدروغ نگفته ام و امید است که از این پس نیز خدایم از دروغ حفظ کند.
و آیه که خداوند درباره پذیرش توبه این سه نفر نازل فرمود آیه ذیل بود:
«همانا خدا بر پیغمبر و مهاجر و انصاری که او را در ساعت سختی که نزدیک بود دلهای بسیاری از ایشان بلغزد پیروی کردند باز لطف فرمود و از لغزشهاشان در گذشت و راستی او درباره ایشان روف و مهربان است. و بر آن سه نفری که تخلف
زندگانی محمد(ص) ،ج ۲،ص:۳۴۲
(۱) ورزیدند ..» تا بآخر آیه سوم [(۱)].
کعب گوید: بخدا سوگند خداوند نعمتی پس از ایمان بمن نداد که برایم مهمتر از همان صدق و سخن راست برسول خدا باشد، زیرا در اثر دروغ نگفتن بآنحضرت از هلاکت نجات یافتم و مانند آنان که بدروغ عذر تراشی کردند تا رسول خدا (ص) را از خود راضی کنند دچار هلاکت نشدم، چون خداوند درباره آنان فرماید:
«چون بسوی آنها باز گردید برای شما قسم بخدا یاد کنند که از آنها در گذرید پس شما هم از آنها اعراض کنید که مردم پلیدی هستند و جایگاهشان بخاطر کردار زشتشان جهنم خواهد بود، آنها برای شما قسم یاد کنند که شما از ایشان راضی شوید ولی اگر شما هم از ایشان راضی شوید پس خداوند از آن گروه فاسق راضی نخواهد شد» [(۲)].
برگرفته از کتاب زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام: ترجمه سیره النبویه نوشته: ابن هشام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *