حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها, سیره عملی و رفتاری

سیره رسول الله ابن هشام – نزول سوره منافقین در مورد عبدالله بن ابی

ابن اسحاق گوید: و درباره عبد اللّه بن ابی و گفتار او سوره منافقین نازل شد از نزول این سوره رسول خدا (ص) گوش زید بن ارقم را گرفت و فرمود: این است کسی که خدا گوشش را (در آنچه شنیده بود) تصدیق کرد.
از آن سو پسر عبد اللّه بن ابی که او نیز عبد اللّه نام داشت چون سخن پدرش را که حاکی از نفاق او و مخالفت با رسول خدا (ص) بود شنید بنزد آن حضرت (ص) آمده گفت: شنیده ام قصد کشتن پدرم را دارید، و اگر راستی چنین تصمیمی دارید
زندگانی محمد(ص) ،ج ۲،ص:۱۹۸
(۱) انجام این کار را بمن واگذار کنید تا خود من سر او را برای شما بیاورم با اینکه قبیله خزرج میدانند که بخدا کسی باندازه من پدرش را دوست ندارد، ولی میترسم شخص دیگری این کار را انجام دهد و دل من راضی نشود قاتل پدرم را ببینم و بناچار او را بکشم و با کشتن یک نفر مسلمان مستحق آتش دوزخ گردم! رسول خدا (ص) فرمود: نه ما چنین قصدی نداریم و تا هنگامی که زنده است مانند یک دوست و رفیق با او بنیکی رفتار میکنیم، و همین رفتار آن حضرت باعث شد که عبد اللّه بن ابی از آن پس مورد سرزنش و ملامت قوم و قبیله خود قرار گیرد.
در این جنگ چنانکه گفتیم از مسلمانان شخصی بنام هشام بن صبابه کشته شد که او هم اشتباها بدست رفقای مسلمان خود کشته شد و یکی از مسلمانان او را نشناخت و بخیال اینکه یکی از لشگریان دشمن است او را بقتل رسانید.
هشام بن صبابه برادری داشت که در مکه بحال شرک بسر میبرد، و چون از قتل برادرش اطلاع حاصل کرد بمدینه آمد و مسلمان شد و بنزد رسول خدا (ص) رفته مطالبه پول خون و دیه برادرش را کرد، حضرت نیز دستور داد تا دیه هشام را باو پرداختند، ولی پس از چندی که در مدینه ماند روزی قاتل برادرش را در جائی بدید و او را بقتل رسانیده از دین اسلام نیز بیرون رفته مرتد شد و بمکه گریخت و اشعاری نیز در این باره گفت [(۱)].
و در جنگ بنی المصطلق گروهی از آنها بدست لشگریان اسلام کشته شدند که از آن جمله بود: مالک و پسرش که هر دو بدست علی بن ابی طالب کشته شدند، و دیگر مردی بود بنام «احمر- یا احیمر» که بدست عبد الرحمن بن عوف کشته شد.
و شعار مسلمانان در آن روز: «یا منصور امت» بود (یعنی برای اینکه شناخته شوند و افراد لشگریان خود را با افراد دشمن اشتباه نکنند این شعار را می گفتند و معنای آن این است که: ای یاری شده جان دشمنت را بگیر، و این تفالی بود
______________________________
[(۱)] سیره ج ۲: ۲۹۳ ..
زندگانی محمد(ص) ،ج ۲،ص:۱۹۹
(۱) که میزدند و یک دیگر را بیاری شدن و کشتن دشمن نوید میدادند).
برگرفته از کتاب زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام: ترجمه سیره النبویه نوشته: ابن هشام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *