حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها, سیره عملی و رفتاری

سیره رسول الله ابن هشام – ماموریت عبد اللّه بن ابی لشگر هوازن از جانب رسول خدا (ص)

همینکه خبر حرکت قبیله هوازن و همدستانشان برسول خدا (ص) رسید آن حضرت عبد اللّه بن ابی حدرد را مامور کرد تا بطور ناشناس خود را بمیان لشگر هوازن برساند و از اوضاع و احوال ایشان اطلاعاتی کسب کرده رسول خدا (ص) را مطلع سازد، عبد اللّه بدنبال ماموریت بمیان ایشان آمد و چون تصمیم هوازن و مالک
______________________________
[(۱)] یعنی ای کاش در آن زمان جوانی بودم که در رفتن سرعت می کردم و اسبی را که موهای پشت سمش بلند بود و چون بز کوهی میانه خالی بود یدک می کشیدم.
زندگانی محمد(ص) ،ج ۲،ص:۲۹۲
(۱) بن عوف را بجنگ با رسول خدا (ص) قطعی دانست بنزد پیغمبر اسلام باز گشت و آنچه دیده بود باطلاع آن حضرت رسانید.
رسول خدا (ص) عمر را خواست و جریان را باو فرمود، عمر گفت: عبد اللّه بن ابی حدرد دروغ میگوید، عبد اللّه (با ناراحتی) گفت: ای عمر تنها من نیستم که تو تکذیبم میکنی زیرا تو چه بسیار حقها را که تکذیب کرده ای، و کسی را که بهتر از من بود [(۱)] دروغگو پنداشتی! عمر (بخشم آمده رو به رسول خدا کرد و) گفت: یا رسول اللّه مشاهده میکنی که این مرد چگونه بمن اهانت میکند! رسول خدا (ص) فرمود: (سخن نابجائی نگفت، زیرا) ای عمر تو گمراه بودی و خدایت هدایت کرد.
برگرفته از کتاب زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام: ترجمه سیره النبویه نوشته: ابن هشام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *