حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها, سیره عملی و رفتاری

سیره رسول الله ابن هشام – روز دوم خلافت ابو بکر

انس بن مالک گوید: چون روز دوم خلافت ابو بکر شد او و عمر بمسجد آمدند و ابو بکر بمنبر رفت و عمر در پای منبر ایستاد و پس از حمد و ثنای الهی گفت: ای مردم من دیروز (درباره اینکه پیغمبر (ص) نمرده است) سخنی گفتم که نه در کتاب خدا بود و نه پیغمبر (ص) بمن فرموده بود ولی من از پیش خود گفتم که لابد رسول
______________________________
[(۱)] ابو بکر همان کسی بود که (چنانچه در صفحه ۴۰۰ گذشت) برافع بن ابی رافع سفارش می کرد که مبادا هرگز امارت بر مردم را قبول کنی و اینجا حرص و ولع او را بر خلافت مشاهده می کنید.
زندگانی محمد(ص) ،ج ۲،ص:۴۳۳
(۱) خدا که باید کارهای ما را اداره کند مرگش بعد از همه ماها خواهد بود، ولی او از دنیا رفت و خداوند کتاب او را در میان شما گذارده که اگر بدان چنگ زنید هدایت شوید و خداوند کار شما را بدست بهترین شما که رفیق رسول خدا (ص) و یار غار او بود سپرده پس برخیزید و با او بیعت کنید، و مردم برخاستند و بیعت عمومی در آن روز با ابو بکر انجام شد.
پس ابو بکر بسخن پرداخته گفت:
اما بعد ای گروه مردم همانا من فرمانروای شما شده ام ولی بهتر از شما نیستم پس اگر دیدید بخوبی رفتار کردم کمکم کنید و اگر بد عمل کردم مرا براه راست وادارید، راستی امانت، و دروغ خیانت است، و ناتوان تا حقش را نگرفته ام نزد من نیرومند است و نیرومند ناتوان است تا حق را از او بگیرم، مردمی که دست از جهاد بردارند خوار شوند و آنان که کارهای زشت در میانشان رواج یابد گرفتار بلا گردند، تا جائی که من از خدا و رسولش پیروی کنم شما هم از من پیروی کنید، و هر گاه دیدید نافرمانی خدا و رسول او را کردم اطاعت من بر شما لازم نیست …
برگرفته از کتاب زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام: ترجمه سیره النبویه نوشته: ابن هشام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *