ازدواج و همسران, حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها, سیره عملی و رفتاری

سیره رسول الله ابن هشام – ازدواج رسول خدا (ص) با خدیجه علیها السلام

اشاره
رسول خدا (ص) بیست و پنج سال از عمر شریفش گذشت، خدیجه دختر خویلد که زنی ثروتمند و محترم بود، و روزگار بتجارت میگذرانید، مردان را برای تجارت اجیر میکرد و برای انجام کارهای تجارتی قراردادهائی با ایشان می بست و آنها را بتجارت میفرستاد.
قریش نیز چنانکه پیش از این تذکر داده ایم زندگانی خویش را از تجارت میگذراندند (و هر ساله دو بار بشام و بیمن مسافرت تجارتی انجام میدادند) راستگوئی و امانت و خوش خلقی رسول خدا (ص) که زبانزد همگان شده بود بگوش خدیجه نیز رسید، و همین موجب شد که خدیجه بنزد آن حضرت فرستاد و باو پیشنهاد کرد برای تجارت بشام برود، و در برابر بیش از مزدی را که بدیگران پرداخت میکند باو بدهد، و غلامی را نیز که میسره نام داشت بهمراه خویش ببرد، رسول خدا (ص) پیشنهاد او را پذیرفت، و مال التجاره خدیجه را برداشته با میسره بشام رفت.
در یکی از منازل محمد (ص) در سایه درختی نزدیک دیر راهبی [(۱)] فرود آمد راهب که آن حضرت را دیده بود بسوی میسره سر کشیده پرسید:
این مردی که در زیر درخت فرود آمد کیست
______________________________
[(۱)] گویند نام این راهب «نسطورا» بوده و این غیر از بحیرا است که پیش از این نامش گذشت.
زندگانی محمد(ص) ،ج ۱،ص:۱۲۱
(۱)؟ میسره گفت: مردی قرشی از اهل مکه است.
راهب گفت: زیر این درخت جز پیغمبر فرود نیاید.
بهر صورت رسول خدا (ص) اموالی را که از خدیجه بشام آورده بود بفروخت و در عوض آنچه میخواست خریداری کرده و با کاروان قریش بمکه مراجعت کرد در راه که میآمدند میسره میدید هنگام ظهر و شدت گرما که میشود همانطور که رسول خدا (ص) سوار بر شتر بود دو فرشته در بالای سر آن حضرت ظاهر میشوند و برای اینکه آفتاب باو صدمه نرساند از او سایبانی میکنند.
چون رسول خدا (ص) بمکه آمد خدیجه آن اموالی را که حضرت خریداری کرده بود بدو برابر یا بیشتر از مال التجاره خویش فروخت و سود بسیاری از این تجارت عائد او شد، میسره نیز سخن راهب و همچنین سایبانی فرشتگان را از آن حضرت برای خدیجه تعریف کرد.
خدیجه زنی محترم و شریف و دانا بود و از طرفی اراده حضرت باری تعالی تعلق گرفته بود تا شخصیت و عظمت بیشتری بدان زن پاکدامن عنایت فرماید، سخنانی هم که میسره بازگو کرد بدین جریان کمک کرده (و خلاصه شوری در دل خدیجه افکند، و شوق ازدواج و همسری محمّد امین (ص) را بسر او انداخت) و از این رو بنزد آن حضرت فرستاد و با اینکه بخاطر ثروت بسیار و شخصیت خانوادگی و فامیلی و عفت و پاکدامنی و سایر جهاتی که در خدیجه جمع بود همه مردان قریش آرزوی همسری او را داشتند، بدو عرضه داشت: پسر عموی عزیز [(۱)] من
______________________________
[(۱)] نسب خدیجه چنانچه ابن هشام و دیگران گفته اند بدین ترتیب است:
خدیجه دختر خویلد بن عبد العزی بن قصی بن کلاب … و مادرش فاطمه دختر زائد بن الاصم است و مادر فاطمه هاله دختر عبد مناف بن عبد الحارث … است، و مادر هاله: قلابه دختر سعید بن سعد بن سهم … است. و خویلد از طرف پدر با رسول خدا (ص) عموزاده است، چون نسب هر دو پس از سه واسطه بقصی بن کلاب میرسد. و ابن هشام نسب خدیجه را بتفصیل در صفحات ۱۸۷ و ۱۸۹ نگاشته و ما بطور اختصار در اینجا بیان داشتیم هر که تفصیل آنرا خواهد بصفحات مزبور مراجعه نماید.
زندگانی محمد(ص) ،ج ۱،ص:۱۲۲
(۱) بواسطه خویشاوندی و شرافتی که تو در میان قریش داری و هم چنین امانت و راستی و خوش خلقی که بدانها ممتاز گشته ای مایل بشما شده و میخواهم بهمسری شما درآیم، و بدین ترتیب علاقه و اشتیاق خود را در ازدواج با آن حضرت بسمع مبارک او رسانید.
رسول خدا (ص) مطلب را بعموهای خویش اطلاع داد، و حمزه بن عبد المطلب رضی اللّه عنه بنزد خویلد آمده او را خواستگاری کرد و بازدواج آن حضرت درآمد و مهریه خدیجه بیست شتر بود، و خدیجه نخستین زنی بود که رسول خدا (ص) گرفت و تا او زنده بود زن دیگری اختیار نفرمود.
برگرفته از کتاب زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام: ترجمه سیره النبویه نوشته: ابن هشام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *