بعثت و رهبری، حاکمان زمان

سیرت جاودانه پیامبر – مرحله سوم مذاکرات پیامبر با قریش

قریش نزد ابو طالب آمدند و پیشنهاد کردند که عماره بن ولید را بگیرد و پیامبر را که با دین ابو طالب و دین پدرانش مخالفت کرده، قریش را پراکنده ساخته و آنان را بیخرد دانسته است، به آنان تسلیم نماید تا او را بکشند.
سیرت جاودانه ،ج۱،ص:۳۲۱
ابو طالب گفت: به خدا قسم؛ چه زشت پیشنهادی؛ پسر خود را میدهید تا او را برای شما پرورش دهم و آنگاه پسر خود را به شما بدهم تا او را بکشید؟
به خدا قسم هرگز چنین کاری نمیشود.
مطعم بن عدی به ابو طالب گفت: قوم تو از در انصاف درآمدند و کوشیدند ترا از آن چه خوش نداری، رها سازند، امّا تو هیچ پیشنهادی را نمیپذیری! ابو طالب گفت: به خدا قسم بیانصافی میکنند و تو هم تصمیم گرفتهای که مرا واگذاری و آنان را یاری دهی، اکنون هرچه میخواهی بکن. «۱»
شاید این مراحل در هم داخل یا برهم مترتّب باشد. آنچه ما بیان کردیم برداشت ما از سیر طبیعی حوادث بود، نه کمتر و نه بیشتر.
برگرفته از کتاب سیرت جاودانه ترجمه الصحیح من سیره النبی الاعظم نوشته علامه سید جعفر مرتضی عاملی ترجمه دکتر محمد سپهری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *