ولادت، از کودکی تا بزرگسالی

سیرت النبی – ولادت رسول خدا(ص)

محمّد بن إسحاق، رحمه اللّه علیه، گوید که:
روز دوشنبه بود، دوازدهم ماه ربیع الاوّل که سیّد، (ع)، از مادر به وجود آمد، آن سال بود که اصحاب الفیل قصد مکّه کرده بودند، و حق سبحانه و تعالی ایشان را هلاک کرد و واقعه ایشان از جمله معجزات بود، زیرا که ببرکات ظهور پیغمبر، علیه الصّلاه و السّلام، کید ایشان از مکّه و اهل مکّه دفع کرد، و مکّه را از قدم ایشان محفوظ و محروس داشت و مضبوط گردانید.
حسّان بن ثابت گفته است که: من* هفت ساله بودم اندر مدینه که یکی را از جهودان دیدم که بر بالا [ی مدینه ] بر آمد و آوازی بلند داد و گفت:
طلع اللّیله نجم محمّد . یعنی اختر محمّد امشب برآمد، یعنی امشب محمّد به وجود آمد. حسّان گفت: چون سیّد، علیه الصّلاه و السّلام، به مدینه آمد، من آن شب را یاد میداشتم و با خود حساب میکردم و سیّد، (ع)، آن شب به وجود آمده بود که آن یهود گفته بود.
و آمنه حکایت کرد که: در آن شب که پیغمبر، علیه الصّلاه
______________________________
[ (۱-)] سایر نسخ و در فهرست همین نسخه ص ۹: مولد.
[ (۲-)] در اصل و روا و ایا بخلاف ط و پا و متن عربی ج ۱ ص ۱۶۷ و بخلاف مشهور: یازدهم.
[ (۳-)] روا:+ و کعبه.
[ (۴-)] روا: یهودیان.
[ (۵-)] ایا و ط: بر بالائی برآمد. و از روا نقل شد.
[ (۶-)] در اصل و جمیع نسخ فارسی محمد و در متن عربی ج ۱ ص ۱۶۸ احمد.
سیرت رسول الله، قاضی ابرقوه ،ج۱،ص:۱۴۴
و السّلام، از من به وجود خواست آمد، ستارگان آسمان دیدم که همچون باران بر سر من فرو میباریدند و بزیارت پیغمبر، (ع)، میآمدند. و هم آمنه گفت که: چون سیّد، (ع)، بزمین نهادم دیدم که سر برآورد و روی سوی آسمان کرد و دست بدعا برداشت.
و در دلایل نبوّت آمده است که ۲۹: آن شب که پیغمبر، (ع)، به وجود خواست آمد، چهارده برج از ایوان کسری بیفتاد، و آتش مجوس در پارس کشته شد، و هزار سال بود تا آن آتش افروخته بودند و هرگز نمرده بود. و از این جنس معجزها که در آن شب پیدا شد بسیار است و جمله آن این جایگاه در قید کتابت آوردن دراز گردد.
پس چون سیّد، (ع)، به وجود آمد، آمنه کس فرستاد به پیش عبد المطّلب که ما را پسری آمده است. عبد المطّلب شاد برخاست و به پیش آمنه آمد و سیّد، (ع)، بدید و آمنه معجزها که دیده بود با وی بگفت. آنگاه عبد المطّلب سیّد را، (ع)، برگرفت و بر سر دستهای خود نهاد و بخانه کعبه آورد و در چهار گوشه کعبه بگردانید و شکر حق سبحانه و تعالی بگزارد و او را دعا گفت و او را پیش آمنه باز آورد. و پیغمبر، (ع)، در شکم مادر بود که پدر وی، عبد اللّه، از دنیا برفت.
______________________________
[ (۱-)] ایا: فرو ریزیدند.
[ (۲-)] روا و پا: نهادم سر بر افراشت و در آسمان نگاه کرد.
[ (۳-)] سایر نسخ: و آمنه معجزاتی که دیده بود. در اصل: آمنه بدید و معجزها.
[ (۴-)] سایر نسخ: هنوز در شکم.
[ (۵-)] روا: پدرش درگذشت.
سیرت رسول الله، قاضی ابرقوه ،ج۱،ص:۱۴۵
برگرفته از کتاب: سیرت رسول الله مشهور به سیره النبی نوشته: ابن هشام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *