اصحاب و شاگردان, حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

سیرت النبی – هجرت صحابه بجانب حبشه

اشاره
محمّد بن إسحاق گوید، رحمه اللّه علیه:
چون سیّد، (ع)، اصحاب خود را چنان دید معذّب در دست کافران و آیت قتال نیامده بود که با کافران جنگ کردی، ایشان را دستوری داد تا به ولایت حبش هجرت کنند، پیش ملک نجاشی. و آن اوّل هجرت بود در اسلام، و لفظ پیغمبر، (ع)، که اصحاب را دستوری داد بهجرت این بود:
لو خرجتم إلی ارض الحبشه ، فإنّ بها ملکا لا یظلم عنده احد، و هی ارض صدق، حتّی یجعل اللّه لکم فرجا ممّا انتم فیه.
گفت: ای صحابه من، اگر میخواهید بزمین حبش هجرت نمائید، که آنجا پادشاهی هست، یعنی نجاشی، که ظلم روا نمیدارد و پیش وی کسی بر کسی ظلم نمیتواند کردن، و زمین حبش زمینی نیکوست و در مردم آنجا جز صدق و راستی نباشد و آنجایگاه میباشید* تا حق تعالی فرجی فرستد، و آنگه اگر خواهید باز پیش من آئید. پس صحابه، (رض)م، چون إجازت از سیّد، (ع)، بیافتند، قصد حبش کردند.
نخستین کسی که هجرت نمود عثمان بن عفّان بود، (رض)، با
______________________________
[ (۱-)] پا: پانجدهم. در دیباجه همین نسخه ص ۱۲ فهرست حکایات باب پانزدهم بتفصیل آمده است.
[ (۲-)] در اصل: الارض الحبش.
سیرت رسول الله، قاضی ابرقوه ،ج۱،ص:۳۱۳
رقیّه دختر پیغمبر، (ع)، که در خانه وی بود.
و بعد از عثمان ابو حذیفه بن عتبه [بن ربیعه] بود که هجرت نمود.
و بعد از وی زبیر [بن] عوّام بود. و بعد از وی، مصعب بن عمیر بود. و بعد از وی، عبد الرّحمان بن عوف. و بعد از وی، ابو سلمه بن عبد الاسد ابن هلال. و بعد از وی، عثمان بن مظعون. و بعد از وی، عامر بن ربیعه.
و بعد از وی، ابو سبره بن ابی رهم . و بعد از وی، سهیل بن بیضاء.
این ده تن از صحابه آن بودند که پیشتر از همه به حبش هجرت کردند و سیّد، (ع)، عثمان [بن مظعون] بر سر ایشان امیر کرد.
و بعد از ایشان جعفر بن ابی طالب هجرت کرد و بعد از جعفر صحابه روی در نهادند و میرفتند تا هشتاد و سه مرد از صحابه، بعضی با اهل و عیال و بعضی مجرّد به حبش هجرت کردند . و اسامی یک به یک در سیرت مذکور است .
پس آن جماعت صحابه، چون به حبش هجرت کردند و آنجایگاه مقام گرفتند، نجاشی ایشان را مراعات و تیمار داشت فرمود و دل خوشی بسیار داد و بفراغ دل عبادت حق تعالی میگزاردند و دین اسلام را میپرستیدند ، نه ایشان را اندیشه از کسی بود و نه خوفی از دشمنی. و بعد از ان شعرها بگفتند و حسن مجاورت ملک نجاشی و إحسان وی با ایشان و شکر وی در همه انواع در ان باز نمودند و به مکّه فرستادند. با اصحاب دیگر از مسلمانان ، و از آن شعرها یکی این بود که عبد اللّه بن حارث بن قیس گفته است:
______________________________
[ (۱-)] در اصل: ابو سیره بن ابی ادهم.
[ (۲-)] ایا و ط و پا:+ و آن جایگاه مقام ساختند.
[ (۳-)] متن عربی ج ۱ ص ۳۴۵ تا ۳۵۳٫
[ (۴-)] روا: میبرزیدند. ایا: میورزیدند.
[ (۵-)] در اصل: با اصحاب دیگر مسلمان، و از روا نقل شد.
[ (۶-)] در اصل: عبد اللّه بن حارث بن عبد اللّه بن قیس.
سیرت رسول الله، قاضی ابرقوه ،ج۱،ص:۳۱۴
قصیده
یا راکبا بلّغن عنّی مغلغلهمن کان یرجو بلاغ اللّه و الدّین
کلّ امرئ من عباد اللّه مضطهدببطن مکّه مقهور و مفتون
انّا وجدنا بلاد اللّه واسعهتنجی من الذّلّ و المخزاه و الهون
فلا تقیموا علی ذلّ الحیاه و خزی فی الممات و عیب غیر مامون
إنّا تبعنا رسول اللّه و اطّرحواقول النّبیّ و عالوا فی الموازین
فاجعل عذابک بالقوم الّذین بغواو عائذا بک ان یعلوا فیطغونی و باقی شعرها که گفتهاند در سیرت مذکورست .
برگرفته از کتاب: سیرت رسول الله مشهور به سیره النبی نوشته: ابن هشام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *