از دیدگاه قرآن

رستاخیز در قرآن

اگر رستاخیز و عوالم بعد از مرگ نباشد، خلقت انسان عبث، بلکه آفرینش جهان بیهوده است أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ، «۴» «آیا پس گمان کرده اید که شما را به بازی و بدون هدف آفریدیم و شما به سوی ما بازگردانده نمی شوید؟ «آیه تصریح دارد که اگر رستاخیز نبود آفرینش آدمی عبث می بود و چون قرآن خلقت جهان را برای انسان می داند، بنابراین با عبث بودن آفرینش او همه آفرینش عبث خواهد بود.
پیش از این گفته ایم که انسان از همه جانداران در این دنیا کامیابتر و بر همه مسلطتر است. همه برای خاطر او آفریده شده اند، تا یا از آنها سود مادّی، یا منفعت علمی برد، حتی درندگان و گزندگان که ظاهرا دشمنان اویند، باز هم برایش مفیدند. مگر از سموم
______________________________
(۱). باید دانست که هر یک از اسماء و اوصاف خداوند یک نوع اثر تهذیبی و اخلاقی دارد، مثلا وقتی ما خدا را سمیع و بصیر می نامیم، در گفتار و کردار خود دقت و مراقبت می کنیم، زیرا معتقدیم که خدا می شنود و می بیند و هنگامی که او را رازق می خوانیم، پیش هر کس و ناکسی اظهار کوچکی و خواری نمی نماییم و نیز از مال حرام و کسب نامشروع، اجتناب می ورزیم و همچنین همه صفات پروردگار در ما تأثیر تربیتی دارند. بنابراین هنگامی که خدا را عادل می خوانیم و می دانیم که فقط در رستاخیز است که بر مبنای عدل با مردم رفتار می شود، با چنین اعتقادی، اولا خود از ستم و اجحاف درباره سایرین احتراز می کنیم و ثانیا یقین داریم که اگر ظلمی درباره ما شده، آن جا جبران آن می شود و مطالب بسیار دیگر؛ ولی هر گاه در اصل عدل یا در معنی آن مطمئن و روشن نبودیم، هیچ یک از فواید فوق برایمان نخواهد بود.
(۲). مطالب اشکال کننده بر عدل است.
(۳). سوره نجم، آیه ۳۹ تا ۴۱٫
(۴). سوره مؤمنون، آیه ۱۱۸٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۱۱
حشرات سمی استفاده های دارویی نمی برند، مثل زهر زنبور، برای روماتیسم مثلا و نباید فراموش کرد که وجود آنها یکی از عوامل ترقیات تمدن بشر بوده است که برای محفوظ ماندن از شر آنها یا به فکر ساختن پناهگاهها و منازل یا آلت دفاع یا چاره جویی دیگری افتاده است و از همه این مزایا مهمتر این است که فقط انسان است که می فهمد و از این فهم لذت می برد. پس می بینیم به راستی کرامت و فضیلت آدمی بر سایر جانوران مسلم است وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلًا. «۱»
قبلا گفتیم خورشید و ماه نمی دانند چرا می چرخند و نیز ستارگان که چرا آسمان را چراغان می کنند و گلها و سبزه ها که چرا زمین را آرایش می دهند و اشجار که چرا میوه های سودمند، شیرین، و خوشمزه و زیبا به بار آورند، حتی زنبور عسل نمی داند چرا وقتی انبارها را پر از عسل کرد، هجرت می نماید و همچنین همه چیز و باز فقط انسان است که همه را می فهمد و از همه سود می برد، پس این واقعیتی است که هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً «۲» با این حال از همه ناراحتتر انسان است حیوان در حال زندگی می کند، خوراکی و مسکنی و جفتی برای خوشی و نشاطش کافی است، اما انسان از آغاز جهان تا پایان آن، حتی پس از پایان را مورد مطالعه قرار می دهد و در آنها می اندیشد و سرنوشتش را به آن مرتبط می کند، یا می داند فقیرش محزون است و ثروتمندش مفتون، درویشش غم نانی دارد و پادشاهش غم جهانی.
حال اگر این جهان باعظمت که در هر ذره ای آثار علم و حکمت هویدا و با هر نظره ای نشان لطف و رحمت و عظمت و قدرت در آن پیدا است، همه اش برای خاطر موجودی باشد بدتر از گوریل و شامپانزه که از چهارپایان گمراهتر است و از جمیع جنبندگان شرورتر که به راستی خلقی باطل و آفرینشی عبث خواهد بود و با این فرض، عقیده توحید و ایمان به خداوند هم سودی ندارد، بلکه به وجود می آید و حق با کسانی امثال سارتر خواهد بود که می گویند: جهان دستگاهی ابله و مسخره بیش نیست و راه عقلایی همان است که امثال صادق هدایت انتخاب کرده اند (انتحار.)
______________________________
(۱). سوره اسراء، آیه ۷۰٫
(۲). سوره بقره، آیه ۲۹٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۱۲
ولی اگر جهان بینی ادیان به ویژه اسلام را تصدیق کرده با امیر المؤمنین و فرزند ارجمندش امام صادق همصدا شده، بگوییم: «صورت انسانی بزرگترین حجتهای خدا بر خلق و کتابی است که با دست خود نوشته و کاخ رفیعی است که به حکمش آن را ساخته و مجموعه ای از صور جمیع کاینات است.» «۱» و گفتار پیغمبر اسلام را بپذیریم که «خداوند آدم را به صورت خود آفرید» یعنی او را مظهر صفات جلال و جمالش ساخته است «۲» و در این عالم برای تکمیل خود آمده، تا آن گاه که از این منزل غربت بیرون رفت، به جایی برسد که در محفل قدس خداوند راه یابد فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ «۳» عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ «۴» و به دیدار پروردگار (لقاء اللّه) سرافراز گردد و به قول لکنت دونوی «و از اینکه تکامل در افراد بسیار اندکی تحقق می یابد، نباید دلگیر بود، زیرا تکامل جسمی و عضوی هم در جانوران به کندی بسیار صورت گرفته است.» پس اگر در بین میلیونها نفر یک فرد ممتاز هم به چنین مقامی برسد، باز هم ارزش دارد که همه جهان برای همان چند نفر ممتاز خلق شود. در این صورت نه آسمان و زمین بیهوده آفریده شده اند، چنانکه کافران گمان کرده اند وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما باطِلًا ذلِکَ ظَنُّ الَّذِینَ کَفَرُوا «۵» و نه آدمی به بازی و بیهوده آفریده شده است، بلکه همگی بر وفق حکمت بالغه الهی خلق شده اند.
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *