شهادت, محل دفن

رحلت آخرین پیامبر

چند روز دیگر حال رسول خدا (ص) دگرگون و ملاقات با او محدود شد. ابن ابی الحدید ۱۰/ ۲۶۷ از سلمان نقل می کند که گفت: صبح روز قبل از رحلت رسول خدا (ص) خدمت حضرت رسیدم. فرمود:
«یا سَلْمانُ أَلا تَسْأَلُ عَمّا کابَدْتُهُ اللَّیْلَهَ مِنَ الأَلَمِ وَ السَّهَرِ أَنَا وَ عَلِیٌّ؟!».
ای سلمان! آیا از شدت درد و سختی بی خوابی که دیشب من همراه علی کشیدم نمی پرسی؟!
عرض کردم: یا رسول الله! اجازه بدهید من امشب را به جای علی بمانم و همراه شما بی خوابی بکشم. فرمود:
«لا، هُوَ أَحَقُّ بِذِلِکَ مِنْکَ».
نه، او به این کار از تو سزاوارتر است.
درسنامه آشنایی با تاریخ اسلام، ج ۲،
ص: ۲۵۷
شیخ مفید/ ۹۹ گوید: علی (ع) در دوران بیماری همواره کنار بسترش بود و جز برای کار ضروری آن حضرت را ترک نمی کرد. یک بار که برای کاری بیرون رفته بود حال پیامبر دگرگون شد و از هوش رفت به هوش که آمد علی را ندید، فرمود:
«ادْعُوا لِی أَخِی وَ صاحِبِی».
برادر و دوست مرا نزد من فراخوانید.
و دوباره دچار ضعف گردید. عایشه و حفصه به ترتیب ابوبکر و عمر را حاضر کردند ولی حضرت از آنان روی برتافت. آن گاه با راهنمایی ام سلمه، امیرالمؤمنین را فرا خواندند. همین که آن حضرت آمد پیامبر (ص) به او فرمود:
«ضَعْ رَأسِی یا عَلِیُّ فِی حُجْرِکَ، فَقَدْ جاءَ أَمْرُاللهِ عَزَّوَجَلَّ، فَإِذا فَاضَتْ نَفْسِی فَتَوَلَّ أَمْرِی وَصَلِّ عَلَیَّ أَوَّلَ النَّاسِ وَلاتُفارِقْنِی حَتَّی تُوَارِیَنِی فِی رَمْسِی وَ اسْتَعِنْ بِاللهِ تَعالی».
یا علی سرم را بر دامنت بگذار که امر خدا فرا رسید، هنگامی که جان از تنم رفت خودت کار تجهیز مرا برعهده گیر و پیش از همه مردم بر من نماز گزار و تا مرا در قبرم دفن نکردی از من جدا مشو و از خداوند تعالی یاری جوی.
امیرالمؤمنین سر مبارک حضرت را روی زانو گذاشت و گوش خود را نزدیک لب های او برد. رسول خدا (ص) مدت طولانی با علی (ع) راز گفت و اسرار و ودایع الهی را به وی سپرد. وقتی پرسیدند پیامبر چه فرمود؟ به روایت شیخ مفید/ ۹۹، ابن عساکر در تاریخ دمشق ۴۲/ ۳۸۵ و
درسنامه آشنایی با تاریخ اسلام، ج ۲،
ص: ۲۵۸
ابن کثیر در البدایه والنهایه ۷/ ۳۵۹ پاسخ داد:
«عَلَّمَنِی أَلْفَ بابٍ فَتَحَ لِی کُلُّ بابٍ الْفَ بَابٍ و وَصّانِی بِما أَنَا قائمٌ بِهِ إِنْ شاءَ الله».
هزار باب دانش به من آموخت که هر باب هزار باب دیگر می گشود و به چیزی وصیت کرد که ان شاءالله به آن عمل خواهم کرد.
ابن عساکر نیز در تاریخ دمشق ۴۲/ ۳۸۷ نقل کرده که رسول خدا (ص) به علی (ع) وصیت کرد پس از مرگم تو مرا غسل بده و دفن کن و مشکلات و اختلافات مردم را حل نما. به روایت طبرسی/ ۱۳۷ و دیار بکری ۲/ ۱۶۶ جبرئیل برای آخرین بار بر زمین فرود آمد و گفت: «یا رسول الله می خواهی به دنیا بازگردی؟ فرمود:
«لا، بَلِ الرَّفِیقَ الأَعْلی».
نه، بلکه می خواهم نزد یار برتر بروم.
یا نزد یاران برتر بروم، یعنی به جمع پیامبران بپیوندم.
جبرئیل گفت: «یا محمد این آخرین بار فرود آمدن من به دنیاست، زیرا من فقط برای شما به دنیا فرود می آمدم». سکوتی آمیخته با حزن و نگرانی همه جا را فرا گرفته بود. مهاجران و انصار در بیرون خانه اجتماع کرده و بی صبرانه نگران حال رسول خدا بودند که چه خواهد شد؟! ناگهان امیرالمؤمنین سر برداشت و در حالی که اشک از چشمانش جاری و بغض گلویش را گرفته بود فرمود:
«عَظَّمَ اللهُ أُجُورَکُمْ فِی نَبِیِّکُمْ».
درسنامه آشنایی با تاریخ اسلام، ج ۲،
ص: ۲۵۹
خداوند پاداش شما را در مصیبت پیامبرتان زیاد گرداند.
بنابر قول مشهور بین علمای شیعه روز دوشنبه بیست و هشتم ماه صفر سال یازدهم هجرت و بنابر قول مشهور در بین دانشمندان اهل سنت دوازدهم ربیع الاول در حالی که سر مبارک پیامبر اکرم (ص) بر دامن علی (ع) بود آخرین سفارش خود را نمود و فرمود:
«الصَّلاه! الصَّلاه!»
نماز! نماز!
آری، به روایت دیار بکری ۲/ ۱۶۶ نخستین سخنی که در این جهان فرمود: «الله أَکبر» و آخرین سخنی که از دو لب مبارکش خارج شد «الرَّفِیقَ الأَعْلی» بود. به روایت احمد حنبل ۶/ ۳۱۵ ام سلمه گوید: بیشتر وصیت رسول خدا (ص) هنگام رحلت سفارش به نماز و نیکی به بردگان بود. آن گاه دنیا را وداع نمود و با رحلت خاتم انبیا محمد بن عبدالله (ص) جریان وحی برای همیشه قطع شد.
به نقل شیخ مفید/ ۱۰۰ امیرالمؤمنین طبق وصیت پیامبر (ص) به کمک فضل بن عباس بدن حضرت را غسل داد و حنوط و کفن کرد و اولین بار به تنهایی بر او نماز گزارد. چون مسلمانان درباره این که چه کسی در نماز بر پیکر مطهر حضرت امامت را به عهده گیرد و بدن مقدس کجا دفن شود اختلاف کردند، امیرالمؤمنین (ع) بیرون آمد و خطاب به مردم فرمود: «همانا رسول خدا در زندگی و مرگ پیشوای ماست، دسته دسته بیایید و بدون امام بر او نماز بگزارید و خداوند پیامبری را در مکانی قبض روح نمی گرداند، جز آن که می خواهد همان جا مرقد او باشد، من
درسنامه آشنایی با تاریخ اسلام، ج ۲،
ص: ۲۶۰
او را در همان اتاقی که در آن رحلت نموده دفن می کنم». مردم این را پذیرفتند و راضی شدند. مضمون برخی از این مطالب در طبقات ابن سعد ۲/ ۲۸۱ و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۱۰/ ۱۸۵- ۱۸۶ نیز آمده است.
برگرفته از کتاب درسنامه آشنایی با تاریخ اسلام(پیام آور رحمت)نوشته آقای علی میر شریفی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *