نقش تربیتی و ارشادی

دعوت پیامبر ایاس بن معاذ اشهلی به اسلام

محمود بن لبید میگوید هنگامی که ابو الحیسر انس بن رافع همراه
______________________________
[ (۲۲)]- در سیره ابن هشام نام این مرد ملیح آمده است.
[ (۲۳)]- سوید پسر خاله عبد المطلب است به ص ۶۷ جلد دوم سیره مراجعه فرمائید.
ترجمه دلائل النبوه ،ج۲،ص:۱۱۹
(۱) گروهی از جوانان برای استمداد از قریش و هم پیمان شدن علیه خزرج به مکه آمد ایاس بن معاذ اشهلی هم همراه او بود، چون پیامبر (ص) شنید که ایشان آمدهاند نزد آنها آمد و همراه ایشان نشست و فرمود آیا شما را به خیری بهتر از آنچه برای آن آمدهاید رهنمونی کنم؟ پرسیدند آن چیست؟ پیامبر فرمود من فرستاده خدایم و خداوند مرا فرستاده است تا بندگان را دعوت کنم که او را بپرستند و شریک و انبازی برای او قائل نشوند و بر من قرآن را فرو فرستاده است، سپس اسلام را برای ایشان ذکر کرد و قرآن تلاوت فرمود، ایاس بن معاذ که تازه جوانی بود گفت ای مردم بخدا سوگند این مطلب بهتر از چیزی است که در پی آن آمدهاید، ابو الحیسر ناراحت شد مشتی شن برداشت و بر چهره ایاس پاشاند و گفت این حرف را رها کن بجان خودم سوگند که برای کار دیگری غیر از این کار آمدهایم و ایاس سکوت کرد، پیامبر هم برخاست ایشان هم بمدینه برگشتند.
واقعه بعاث ستیزی است که میان اوس و خزرج در گرفته است، اندکی پس از این جریان ایاس در گذشت، محمود بن لبید میگوید گروهی به من گفتند که ایاس پس از مراجعت از مکه همواره لا اله الا الله و الله اکبر و الحمد لله میگفت و تردید نداشتند که او مسلمان شده بود زیرا در همان مجلس در نتیجه مطالبی که از پیامبر شنیده بود به حقانیت اسلام پی برده بود.
عروه از عایشه نقل میکند که میگفت جنگ بعاث را خداوند متعال برای یاری پیامبر پیش آورد زیرا هنگامی که پیامبر پس از این واقعه به مدینه آمد سرشناسان مخالفان اسلام پراکنده شده و یا بقتل رسیده بودند و موجب آمد که ایشان گروه گروه به اسلام در آیند. این حدیث را بخاری در صحیح خود آورده است.
برگرفته از کتاب ترجمه دلائل النبوه نوشته آقای ابوبکر احمد بن الحسین بن علی البیهقی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *