حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

برخورد پیامبر با معاندان

وجود دسته بندی ها و مجموعه هایی از افراد غیر مومن در مدینه، زمینه فتنه انگیزی را در برابر اسلام فراهم ساخته بود. این گروه ها با پیشرفت و گسترش اسلام، به موضع گیری های تند و خشن روی آورده، فتنه و آشوب می نمودند. در چنین وضعیت بحرانی، نه تنها وفاق با آنان شایسته نمی بود، بلکه پروژه سازگاری با برخی از آنان خاتمه یافته تلقی گردید، و وفاق مجموعه مومنان را در برابر آنان می طلبید.دانشمندان یهود از روی حسد و کینه ورزی به دشمنی با رسول خدا برخاستند و عامه آنان نیز به عدم همکاری و جدال با پیامبر می اندیشیدند.به جز یهودیان، بیماردلان و منافقان را می توان از گروه های فتنه انگیزی برشمرد که در ایجاد شک و شبهه نسبت به رفتار پیامبر تلاش کرده و مسلمانان را به تعصب و اعتقاد مطلق در دین متهم می ساختند [۵۰۱] ۰۸).خداوند در قرآن درباره آنان می فرماید:«إِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَؤُلاء دِینُهُمْ» [۵۰۲] ۰۹)؛ آن گاه که منافقان و کسانی که در دل هایشان بیماری بود، می گفتند: اینان (مومنان) را دینشان فریفته است.بیماردلان کسانی بودند که با فریب کاری ادعای ایمان داشته، لیکن در زمین فساد کرده و از دستورات رسول خدا سرپیچی می نمودند و هنگام بازخواست، خود را از نخبگان اصلاح گر می انگاشتند و با نخوت و غرور، مؤمنان پیرو پیامبر را مردمانی بی ارزش می دانستند. این گروه هماره هم پیمان دشمنان اسلام بودند [۵۰۳] .قرآن می فرماید: می بینی کسانی که در دل هایشان بیماری است، در (دوستی) با آنان (کفار از یهودیان و مسیحیان) شتاب می ورزند [۵۰۴] .منافقان اوس و خزرج نیز گروهی بودند که بر شرک خود باقی ماندند و از روی ناچاری و مصلحت اندیشی، اظهار اسلام کرده بودند. آنان برخی از واجبات اسلام را از روی ریا انجام می دادند. قرآن با فاسق دانستن ایشان، تصریح می فرماید که این گروه، «امر به منکر و نهی از معروف می کردند، دست هایشان را (از انفاق) می بستند و خدا را فراموش کردند [۵۰۵] .منافقان در پیشامدهای جامعه، موضع گیری خاصی داشتند که هیچ گاه با مصلحت جامعه و امت، یگانگی نداشت. آنان هماره در راستای آرامش و سلامت جامعه قدم بر نمی داشتند بلکه با موضع گیری های خاص همراه با تشویش و ترس و مخالفت سیاسی با رسول خدا، تلاش می کردند.موضع رسول خدا با فتنه گری بیماردلان و اذیت و آزار منافقان، نخست صبر و آنگاه اتمام حجت و سرانجام قهر و مبارزه بود. خداوند این گونه به اخلال گران اخطار می دهد: «اگر منافقان و کسانی که در دل هایشان مرضی هست و شایعه افکنان در مدینه (از کارشان) باز نایستند، تو را سخت بر آنان مسلط می کنیم تا جز (مدتی) اندک در همسایگی تو نمانند. از رحمت خدا دور گردیده و هر کجا یافته شوند، گرفته و سخت کشته خواهند شد.» [۵۰۶] مؤمنان نیز در پی پیروی از پیامبراکرم صلی الله علیه وآله موظف شدند تا در برابر فتنه انگیزی و جبهه های نفاق و بیماردلان، هم داستان شوند؛ آن گونه که در پیمان مدینه درج گردید:همه مومنان باید در برابر هر مسلمانی که ستم کند یا از راه ستم گری چیزی از ایشان بخواهد و یا آهنگ دشمنی و تباهی میان مومنان را در سر بپروراند، به ستیز برخیزند، هرچند وی فرزند یکی از ایشان باشد [۵۰۷] .به گفته ابن اسحاق، منافقان به مسجد رسول خداصلی الله علیه وآله می آمدند و مسلمانان و دینشان را مسخره می کردند، تا روزی رسول خدا آن ها را دید که نزدیک به هم نشسته اند و آهسته آهسته با هم سخن می گویند؛ فرمود تا از مسجد بیرونشان کنند، اصحاب رسول خداصلی الله علیه وآله بی درنگ به پا خاستند و منافقان را کشان کشان از مسجد بیرون راندند [۵۰۸] .۲۳: «اللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا کَدَحَ فِیکَ إِلَی الدَّرَجَهِ الْعُلْیَا مِنْ جَنَّتِک»ءخدایا، به سبب سختی و زحماتی که در راه سربلندی نام تو کشید، به بالاترین درجه و مقام بهشت بالا بر.
برگرفته از کتاب محمد صلی الله علیه و آله راز آفرینش نوشته آقای سید جواد هاشمی نژاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *