اخلاق و فضائل

امام علی شاهد رسالت

خداوند در آیه آخر سوره رعد می فرماید: وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ کَفی بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ یعنی «و کفار می گویند: تو پیغمبر نیستی، بگو: این بس که من دو شاهد بزرگ دارم: یکی خدا و دیگری کسی که علم الکتاب نزد او است.» ما به حقیقت نمی دانیم این کتاب چیست، ولی در آیه ۴۰ سوره نمل، خداوند ضمن داستان سلیمان که از حضار محضرش خواست تخت بلقیس را برایش حاضر کنند، می فرماید: «کسی که علمی از کتاب نزدش بود، گفت: من پیش از آنکه چشم برهم زنی، آن را حاضر می کنم، پس چون سلیمان آن را مستقر نزد خویش دید، گفت …» عبارت دو آیه بهم شبیه است. کسی که علمی از کتاب داشت، مفسران گفته اند: آصف برخیا، وزیر سلیمان و وصی او بوده که در پرتو آن علم، چنان قدرتی یافت که تخت بلقیس را از یمن به فلسطین در یک چشم به هم زدن حاضر کرد؛ ولی شاهد رسالت محمد، علم الکتاب را داشت، یعنی همه علم کتاب نزدش بود، نه علمی از کتاب. بدیهی است که مقامش خیلی بالاتر از
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۶۱
وزیر سلیمان می باشد و مفسران شیعه عموما به استناد روایات اهل بیت و بعضی از مفسران سنت و جماعت نیز گفته اند: او علی بن ابی طالب است و غیر از او هم دیگری شایسته چنین مقامی نیست که برابر خداوند، شاهد صدق رسالت محمد باشد. «۱»
همچنانکه خداوند قولا و عملا شهادت بر صدق آن بزرگوار داده است که هم به وسیله وحی به انبیای سابق و هم در قرآن و هم با تأیید و تعلیم او و حفظ خود و کتابش، علی نیز هم در قول و هم در عمل، از نخستین روز دعوت، وی را تصدیق کرد و همه جا یاریش نمود و بارها مرگ را استقبال کرد؛ از لیله المبیت تا همه غزوات که اگر علی نبود کار مسلمانها زار بود. در اینکه از عوامل عمده فتوحات مسلمین و انتشار سریع اسلام در حیات پیغمبر، شمشیر علی بود، جای شک و تردید نیست، به راستی عجیب است که شهسوار اسلام، پس از شصت سالگی، با همان نیرو و دلیری، صفوف دشمن را می شکافت که در جوانی، و همه برای اسلام و قرآن؛ به قول عمار که در صفین می گفت: در حیات پیغمبر برای تنزیل قرآن و در دوره خلافتش برای تأویل قرآن می جنگید «۲» و باز همین سپهسالاری که از هیبتش زهره شیر آب می شد، برای مصلحت اسلام و حفظ وحدت مسلمین، حقش را غصب کردند، صبر کرد؛ آن هم چه صبری و در چه حالی؟! خودش می گوید: مانند کسی که استخوان به گلویش گیر کرده و خاشاک به چشمش افتاده باشد.
در شورای عمری، عبد الرحمن نخست به او گفت: بر کتاب خدا و سنت پیغمبر و رویه شیخین با تو بیعت می کنیم. اگر او پذیرفته بود، احدی نمی توانست به او بگوید تو بر خلاف تعهدت عمل کردی، زیرا حتی از شیخین هم زاهدانه تر رفتار می کرد؛ ولی فقط برای اینکه بر خلاف حق تعهدی نکرده باشد، از حکومت صرف نظر کرد و گفت:
کتاب و سنت را قبول می کنم، ولی رویه شیخین را نمی پذیرم.
از کرامات و معجزات علی، خلافت پنج ساله او است. اگر شیخین توانستند زاهدانه رفتار کنند، بعد از پیغمبر روی کار آمده بودند، حتی زندگانی مسلمانها در
______________________________
(۱). تفصیل و تشریح مطلب را در کتاب خلافت و ولایت ملاحظه فرمایید.
(۲). یعنی جنگهای زمان پیغمبر برای این بود که مردم بپذیرند قرآن از جانب خدا نازل شده و جنگهای بعد برای اینکه معانی قرآن را تحریف نکنند و تغییر ندهند.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۶۲
سالهای آخر حیات پیغمبر، معمولا و اغلب بهتر از زندگانی سابقشان بود، به علاوه هیچ کدام از آنها حریفی مانند معاویه در مقابل نداشتند، ولی علی بعد از عثمان، زمام امور را به دست گرفته که صحابه موجه بدان سان دنیا پرست شده بودند که یک نفر از آنها ده هزار اسب و چندین کاخ مجلّل داشت و بعد از مرگش، طلاهای او را برای تقسیم بر ورثه اش، با تبر می شکستند و معاویه در دوره بیست و چند ساله حکومت عمر و عثمان، شام را مرکز قدرت خویش ساخته و ثروت هنگفتی، انباشته بود و هر کس از عدالت علی می ترسید و به معاویه می پیوست، هر چه می خواست برایش آماده بود.
آن وقت علی در چنین اوضاع و احوالی، در حکم به حق و اجرای عدل، چنان سختگیر است که نامه عتاب آمیز چند صفحه ای برای عثمان بن حنیف که از یاران فداکار باوفایش می باشد می نویسد که چرا به مجلس دعوتی رفته که اختصاص به اغنیا داشته است و بر دست برادرش عقیل آهن تفته می گذارد که توقع گندم بیشتر از بیت المال داشت.
جلوه های شخصیت علی، یکی دو تا و ده تا نیست، همین بس که پیغمبر فرمود: «هر کس بخواهد به همه انبیا در اوصاف اختصاصی و ممتازشان (و آنها را نام می برد) نگاه کند، به علی بنگرد.» بدون هیچ اغراقی، هیچ یک از انبیا را نمی توان با علی برابر ساخت، چون هر یک از آنها از یک جهت برجسته بود و علی از همه جهات و در همه صفات، علی محمد دیگری است و مظهر جمیع اسماء و صفات خداوند. انصافا پسرم دکتر شریعتی خوب می گوید: «چه کسی می تواند سیمای او را نقاشی کند؟ روح شگفتی با چندین بعد!! مردی که در همه چهره هایش، به عظمت خدایان اساطیر است، انسانی که در همه استعدادهای متفاوت و متناقض «روح» و «زندگی» قهرمان است، قهرمان شمشیر و سخن، قهرمان خردمندی و عشق، جانبازی و صبر، ایمان و منطق، حقیقت و سیاست، هوشیاری و تقوا، خشونت و مهر، انتقام و گذشت، مناعت و تواضع، انزوا و اجتماع، سادگی و عظمت، انسانی که هست از آن گونه که باید باشد و نیست.» «۱»
______________________________
(۱). اسلام شناسی، ص ۵۸۱٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۶۳
جامعیت علی را هیچ یک از انبیا ندارند؛ هر کس در هر شغل و کار و مقام می تواند از او سرمشق بگیرد، همچنانکه درباره محمد صلّی اللّه علیه و اله گفتیم، پیغمبر او را برادر و جانشین و وصی و وزیر خود خواند و خداوند وی را نفس محمد و خود او نامید (آیه مباهله.)
علی قرآن ناطق است، آنچه در قرآن مسطور است، در وجود علی مشهود می باشد، هر چه را قرآن بیان نموده، علی به عیان نموده است، وجود معارف و حقایق در قرآن کتبی است و در علی واقعی و عینی، ولی از قرآن.
نهج البلاغه تالی قرآن و فرزند و برادر قرآن است. سید هبه الدین شهرستانی در المعجزه الخالده می گوید: «در مجلسی که بحث درباره اعجاز قرآن بود، یک نفر مسیحی امریکایی که استاد زبان و ادب عرب بود، گفت: «قرآن برادر کوچکی به نام نهج البلاغه دارد، اول ببینید آیا کسی مانندش می تواند بیاورد، پس از آن درباره قرآن گفتگو کنید.» تنها درباره نهج البلاغه است که گفته اند: «از کلام خدا پایینتر و از سخن مخلوق برتر و بالاتر است.» از الطاف و عنایات خاصه خداوند نسبت به علی، این است که عترت طاهره پیغمبر اسلام که عدل قرآنند، به واسطه آن بزرگوار وجود یافته و نسل پاک و برگزیده انبیا نیز به وسیله او ادامه پیدا کرده است.
کدام مکتبی، دینی، مذهبی و مرامی، تربیت شده ای مانند علی و خاندانش دارد؟ مگر نه هر درختی را باید از میوه اش شناخت و ثمرات شجره اسلام، علی علیه السّلام و همسرش و فرزندانش، امامان بر حق و پیشوایان خلق و راهنمایان راه راست می باشند. این است که خداوند شهادت آنها را بر صدق نبوت و رسالت پیغمبر، برابر شهادت خود قرار داده و پیغمبر، آنان را هم پایه قرآن و شریک آن معرفی نموده و فرموده است: «آن دو (قرآن و عترت) از هم جدا نمی شوند، تا در کنار کوثر، بر من وارد شوند و شما مادام که متمسک به آن دو باشید، گمراه نمی گردید.» باید توجه داشت که صرف انتساب به پیغمبر و امام، باعث نیل به مقام امامت نمی شود. بلکه لیاقت و صلاحیت لازم دارد، منتهی این صلاحیت در دوازده تن از خاندان پیغمبر وجود دارد و گر نه در میان اولاد ائمه افراد ناشایسته ای هم بوده اند که در رساله ضمیمه جلد ۱۱ کتاب شریف قاموس الرجال علامه شوشتری به شرح و تفصیل معرفی شده اند.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۶۴
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *